بگذاشتند و گفتند : كاشكى آن كتاب ساخته نشدى . چه در اظهار مرايى ديگران را خيرى بسيار است چون رياى او معلوم نباشد . و حق تعالى اين دين را تأييد كند به مردمان بدكردار و به گروهى كه ايشان را نصيبى نباشد ، چنان كه در اخبار آمده است . و بعضى مرائيان از آن جمله باشند كه بديشان اقتدا كنند .
بيان رخصت در پوشيدن گناهان و كراهيت اطلاع مردمان بر آن و كراهيت نكوهيدن ايشان او را
( 1 ) بدان كه اصل در اخلاص برابرى سرّ و علانيه است . چنان كه عمر - رضى اللَّه عنه - مردى را گفت :
بر تو باد به عمل آشكارا . گفت عمل آشكارا چه باشد يا امير المؤمنين ؟ گفت : آن كه اگر بر آن اطلاع افتد شرم ندارى . و بو مسلم خولانى گفت : هيچ كارى نكردم كه باك دارم كه مردمان بر آن اطلاع يابند مگر صحبت اهل « 219 » خود و بول و غايط . الاّ آن است كه اين نيز در دين درجهاى بزرگ است كه هر كسى آن را نيابد .
و آدمى به دل و جوارح از گناهان خالى نباشد ، و آن را پوشيده دارد و اطلاع مردمان بر آن نخواهد ، خاصه آن چه در خاطرها آيد از شهوتها و آرزوها . و خداى بر كل آن مطلع است . پس خواستن بنده « پوشيدن آن را از بندگان » جماعتى پندارند كه رياى محظور است و چنان نيست .
بل محظور آن است كه براى آن پوشد تا به مردمان نمايد كه پرهيزكار است و او از خداى ترسكار ، با آن چه چنان نيست . پس اين پوشيدن مرايى باشد .
و اما صادقى كه ريا نكند روا كه معاصى بپوشد ، و قصد او در آن صحيح باشد . و غمزدگى او به اطلاع مردمان بر آن درست بود از هشت وجه :
اول آن كه به پرده پوشى خداى شاد باشد . و چون رسوا شود اندوهگين گردد با آن چه حق تعالى پردهء او بدريد ترسد كه پردهء او روز قيامت نيز به درد . چه در خبر است : من ستر اللَّه عليه في الدّنيا ستر اللَّه عليه في الآخرة ، اى ، هر كه خداى پردهء او در دنيا بپوشد پردهء وى در آخرت بپوشد . و اين غمى است كه از قوّت ايمان خيزد .
هامش
( 219 ) صحبت با اهل ، هم خوابى با همسر .