كرد ، آب قذر از جانبي بكشيده است و از جانبي ديگر [ روان به سوى آن ] بگذاشته ، پس رنج او دراز شود ، و چاه از آب قذر خشك نگردد . و صاحب بصيرت آن است كه مجراى آب قذر را سدى سازد ، و چاه را به آب صافى پر كند ، و چون آب قذر بيايد ، بند و سد آن را دفع گرداند بىكلفتى و مئونتى و زيادت رنجى .
بيان رخصت در قصد اظهار طاعتها
( 1 ) بدان كه در نهان كردن طاعت فايدهء اخلاص است و رستن از ريا . و در اظهار فايدهء اقتداست و ترغيب مردمان در خير ، و ليكن در آن آفت رياست . حسن گفت : مسلمانان دانستهاند كه از اين دو عمل سر مصونتر است ، و ليكن در اظهار نيز فايده است . و براى آن حق تعالى بر سر و علانيه ثنا فرموده است و گفته :
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ .
« 210 » و اظهار دو قسم است : يكى در نفس عمل ، و دوم در گفتن آن عمل .
قسم اول اظهار نفس عمل ، چون صدقه بر ملا براى ترغيب مردمان در آن . چنان كه آمده است كه انصارييى صرهاى بياورد [ 396 ] و چون مردمان آن را بديدند مال آوردن گرفتند . و پيغامبر - صلى اللَّه عليه و سلم - گفت : من سنّ سنّة حسنة فعمل بها كان له أجرها و أجر من اتّبعه ، اى ، هر كه سنّتى نيكو نهد ، پس عمل به آن كند ، وى را هم مزد خود باشد و هم مزد تابعان او . و ديگر كارها از نماز و حج و غزو و غير آن همين حكم دارد ، و ليكن اقتدا در صدقه بر طبعها غالبتر است . آرى ، چون غازى قصد بيرون آمدن كند و مستعد شود و پيش از ديگران رخت بر بندد تا ايشان را بر حركت محرّض باشد ، آن او را فاضلتر ، زيرا كه غزو در اصل خود از كارهاى آشكار است كه پنهان نتوان كرد ، پس مبادرت آن از اعلان « 211 » نيست ، بل تحريضى مجرد است . و همچنين كسى كه در نماز شب آواز بلند كند تا اهل خود و همسايگان را بيدار گرداند تا به دو اقتدا نمايند . پس هر عملى كه پنهان نتوان كرد ، چون حج و غزو و جمعه ، فاضلتر مبادرت آن است ، و اظهار رغبت در آن براى تحريض ، به شرط آن كه در آن شوايب ريا نباشد .
هامش
( 210 ) بقره 2 - 271 .
( 211 ) اعلان ، آشكار كردن .