تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
كه معنى توكل « باز بودن است از اسباب به كليت » باطل است . و امتثال قول حق تعالى :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ
« 203 » مناقض توكل نيست ، هر گاه كه دل اعتقاد كند كه ضار و نافع و محيى و مميت « 204 » خداى است . پس همچنين از شيطان حذر كند و اعتقاد دارد كه مضل « 205 » و هادى خداى است ، و اسباب و وسايط را مسخر داند ، چنان كه در « كتاب توكل » ياد كرديم . و اين اختيار حارث محاسبى است - رحمه اللَّه - و آن صحيح است كه نور علم بر صحت او شاهد است . و آن چه پيش از آن است ظن غالب آن است كه از سخن عابدانى باشد كه علم ايشان را غزارتى نباشد ، و پندارند كه آن چه در بعضى وقتها بر ايشان ناگهان آيد از استغراق به خداى تعالى بر دوام استمرار پذيرد ، و آن بعيد است . پس اين گروه بر سه وجه مختلف شده‌اند در كيفيت حذر : قومى گفتند كه چون حق تعالى ما را از دشمن حذر فرمود ، پس نبايد كه بر دل ما چيزى غالب‌تر از ذكر او و حذر از او و ترصد براى او باشد ، چه اگر ما ساعتى از او غافل شويم زود باشد كه ما را هلاك كند . و طايفه‌اى گفتند كه آن به خالى ماندن دل از ذكر خداى و مشغول شدن كل همت به شيطان ادا كند « 206 » ، و آن مراد شيطان است از ما ، بل به عبادت و ذكر خداى مشغول شود و شيطان و دشمنايگى او را و حاجت به حذر كردن از وى فراموش نكند . پس هر دو كار جمع كنيم . چه اگر ما او را فراموش كنيم ، بسى باشد كه از جانبي كه ما نپنداريم درآيد ، و اگر براى ذكر او مجرد شويم ، ذكر خداى مهمل گذاشته باشيم . پس جمع اولى است . و علماى محقق گفتند كه هر دو فريق غلط كردند . اما فريق اول بدانچه ذكر شيطان را مجرد شدند و ذكر خداى را فراموش كردند ، پس غلط ايشان پوشيده نيست . و ما را از شيطان حذر فرموده‌اند تا از ذكر ما را مانع نيايد ، پس چگونه ذكر او را بر دل غالب‌تر چيزها گردانيم ، و اين نهايت ضرر دشمن است ؟ [ 395 ] پس آن بدان انجامد كه دل از نور ذكر الهى خالى ماند . و چون شيطان قاصد چنين دل شود و در او نور
هامش
( 203 ) انفال 8 - 60 . ( 204 ) مميت ، ميراننده . ( 205 ) مضل ، گمراه كننده . ( 206 ) ادا كند ، منجر شود .