تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
براى آن هيچ آدميى از آن نرست ، و آدم و حوا نيز در بهشت كه سراى امن و شادى است نرستند ، پس از آن چه خداى - عز و جل - در حق ايشان گفت :
إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى ، إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى ، وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى .
« 198 » و با آن كه جز از يك درخت منهى « 199 » نبود ، و غير آن چنان كه خواستى او را مسلّم بود . و چون پيغامبرى از پيغامبران در بهشت كه سراى امن و سعادت است از كيد شيطان آمن نبود ، پس ديگرى در سراى دنيا كه منبع فتنه‌ها و محنتهاست و معدن لذتها و شهوتهاى محظور چگونه آمن بود ؟ و موسى - صلوات اللَّه عليه - گفت :
هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ .
« 200 » براى آن حق تعالى گفت و همه خلق را حذر فرمود كه :
يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ .
« 201 » و گفت :
إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ .
و قرآن از اول تا آخر تحذير است از شيطان [ 394 ] پس چگونه از او دعوى امن توان كرد ؟ و با حذر بودن از جايى كه حق تعالى حذر فرموده است منافى اشتغال به دوستى خداى نيست ، چه امتثال فرمان او از دوستى او باشد . و از دشمن حذر فرموده است چنان كه از كافران حذر فرمود . و گفت - جل جلاله :
وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ .
« 202 » و گفت - جل جلاله :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ .
« 203 » و چون به فرمان خداى ، حذر از دشمن كافر كه تو او را مىبينى لازم است ، پس حذر از دشمنى كه تو را بيند و تو او را نبينى اولى . و براى اين ابن محيريز گفت : صيدى كه تو او را ببينى و او تو را نبيند زود باشد كه تو بر وى ظفر يا بى ، و صيدى كه تو او را نبينى و او تو را ببيند زود باشد كه بر تو ظفر يابد . و اين اشارت به شيطان است . و چگونه چنين نباشد ، چه در غفلت از دشمنايگى كافر جز كشته شدن نيست كه شهادت است . و در ترك حذر از شيطان تعرض آتش و عقوبت اليم است . پس اعراض از آن چه خداى - عز و جل - حذر فرموده است از مشغول شدن به خداى مانع نيست . و مذهب فريق دوم بدين طريق باطل شود كه مىپندارد كه آن در توكل قادح است . چه گرفتن سپر و سلاح و جمع لشكرها و كاويدن خندق در توكل پيغامبر قادح نبوده است . پس چگونه ترسيدن از آن چه خداى - عز و جل - از آن بترسانيده است و حذر از آن چه خداى تعالى فرموده است در توكل قادح باشد ؟ و در « كتاب توكل » « 204 » روشن كرده‌ايم كه ظن كسى كه پندارد
هامش
( 198 ) طه 20 - 117 - 119 . ( 199 ) منهى ، بازداشته . ( 200 ) قصص 28 - 15 . ( 201 ) اعراف 7 - 27 . ( 202 ) نساء 4 - 102 . ( 203 ) انفال 8 - 60 . ( 204 ) ربع منجيات ، كتاب پنجم .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 659 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى