تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
روز حنين « 182 » آن را فراموش گردانيده شديم تا ندا كردند : اى اصحاب شجره ! آن گاه باز آمديم . » و آن بدان بود كه دلها پر بيم شد ، پس عهد سابق را فراموش كردند تا آن گاه ياد داده شدند . و بيشتر شهوتها كه ناگاه درآيد همچنين باشد ، چه معرفت مضرت آن كه در عقد ايمان داخل است فراموش كرده شود . و هر گاه كه معرفت فراموش گردد كراهيت ظاهر نشود ، چه كراهيت ثمرهء معرفت است . و باشد كه ياد كند و بداند كه آن چه در دلش آمده است خاطر رياست كه او را در معرض سخط خداى آرد ، و ليكن به سبب شدت شهوت بر آن استمرار نمايد ، و هواى او عقل را غلبه كند ، و ترك لذت حال نتواند ، و توبه را تسويف « 183 » اندازد ، يا مشغول شود از انديشه كردن در آن به سبب شدت شهوت . چه بسيار عالم باشد كه سخنى وى را حاضر شود كه داعى ذكر آن جز رياى خلق نباشد ، و او آن را داند و ليكن بر آن استمرار نمايد . پس حجت بر او مؤكدتر باشد ، چه داعى ريا را قبول كرد با آن چه مىدانست كه غايله دارد و نزديك خداى نكوهيده است . و معرفت او وى را سود نداشت ، چون معرفت از كراهيت خالى بود . و باشد كه معرفت و كراهيت حاضر شوند ، و ليكن مع ذلك داعي ريا را قابل شود « 184 » و بدان كار كند ، بدانچه كراهيت ضعيف باشد به اضافت قوّت شهوت . و اين نيز از كراهيت آن منفعت نگيرد ، چه غرض از كراهيت آن است كه از فعل مانع شود . پس فايده نباشد مگر در اجتماع هر سه ، و آن معرفت و كراهيت و امتناع است . پس امتناع ثمرهء كراهيت است ، و كراهيت ثمرهء معرفت ، و قوّت معرفت به حسب قوّت ايمان و نور علم باشد ، و ضعف معرفت به حسب [ 391 ] غفلت و دوستى دنيا و فراموشى آخرت و اندكى تفكر در آن چه نزديك خداى است و اندكى تأمل در آفات حيات دنيا و نعمت عظيم آخرت . و بعضى از آن منتج و مثمر بعضى است . و اصل آن همه دوستى دنيا و غلبهء شهوتهاست ، چه آن سر همهء خطاهاست و منبع همهء گناهان ، زيرا كه حلاوت دوستى جاه و منزلت و نعيم دنياست كه دل را غلبه كند و بربايد ، كه ميان او و ميان تفكر در عاقبت و روشنايى طلبيدن از نور كتاب و سنت و انوار علم حايل شود .
هامش
( 182 ) حنين ، محلى بين طايف و مكه . غزوهء حنين در سال هشتم هجرى پس از فتح مكه اتفاق افتاد . ( 183 ) تسويف ، تأخير كردن . ( 184 ) قابل ، پذيرنده ، قبول كننده .