تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
پس اول معرفت است ، و دوم حالت كه آن را رغبت و شهوت خوانند ، و سوم فعل و آن را عزم و تصميم عقد گويند . و كمال قوّت در دفع خاطر اول و ردّ آن است پيش از آن كه دوم در پى آن آيد . و چون معرفت اطلاع خلق يا اميد به اطلاع ايشان در خاطر آمد ، آن را دفع كند بدانچه نفس خود را گويد « تو را با خلق چه كار ، دانند يا ندانند ، و خداى - عز و جل - داناست به حال تو [ 390 ] پس در علم غير او چه فايده است ؟ » و اگر سوى لذت ستايش رغبتى برانگيزد ، ياد كند آن چه در دل او پيش از اين راسخ شده است از آفت [ ريا ] ، و تعرض او مقت خداى را در قيامت ، و نوميدى او در وقتى كه به اعمال خود محتاج‌تر [ است ] . پس چنان كه معرفت اطلاع مردمان شهوت و رغبت انگيزد در ريا ، معرفت آفت ريا كراهيت آن انگيزد كه مقابل آن شهوت شود ، چه تفكر كند در تعرض او مقت خداى را و عقوبت اليم او را . و شهوت داعى قبول باشد و كراهيت داعى امتناع ، و نفس هر آينه قوىتر و غالب‌تر ايشان را مطاوعت نمايد . پس اكنون چاره نباشد در ردّ ريا از سه كار : معرفت و كراهيت و امتناع . و باشد كه بنده در عبادت بر عزم اخلاص شارع شود ، پس خاطر ريا درآيد و او آن را قبول كند ، و نه معرفت حاضر شود و نه كراهيت شهوتى كه ضمير بر آن منطوى بود . و سبب آن پرى دل باشد از بيم نكوهش و دوستى ستايش ، و استيلاى حرص بر آن ، چنان كه در دل غير آن را جاى نماند . پس معرفت سابق به آفت‌هاى ريا و شؤم عاقبت آن از دل دور شود ، چه در دل موضعى از شهوت ستايش و بيم نكوهش خالى نمانده است . و او چون كسى باشد كه به حلم و نكوهش خشم انديشد و عزيمت دارد كه در حال جريان سبب خشم حلم برزد « 179 » ، پس چيزى واقع شود از اسباب كه خشم او به آن قوّت گيرد ، پس عزم سابق را فراموش كند ، و دل از خشم چنان پر شود كه از ياد كردن آفت خشم مانع آيد و از آن مشغول گرداند . پس همچنين حلاوت شهوت دل را پر كند و نور معرفت را دفع گرداند ، چون تلخى خشم . و جابر « 180 » بدين اشارت كرده است ، آن چه گفته است كه « بيعت كرديم با پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - زير درخت « 181 » بر آن كه نگريزيم ، و بر مرگ بيعت نكرديم . پس
هامش
( 179 ) برزيدن ، ورزيدن . ( 180 ) جابر بن عبد اللّه انصارى ( زبيدى 8 - 294 ) . ( 181 ) در حديبيه ( نام چاهى يا نام درختى خميده ) نزديك مكه . غزوهء حديبيه در سال ششم هجرى روى داد .