تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
پس اگر آن الهام در دل مجرد باشد و به سمع نرسد ، صاحب آن را مروّع گويند ، و اگر به سمع وى رسد بىآنكه گوينده را بيند ، محدّث خوانند ، و اگر گوينده را هم بيند ، مكلّم باشد . و ابن عبّاس : و ما ارْسَلْنا مِن قَبْلِك من رسولٍ و لا نبىّ « 120 » و لا محدّث ، - اى « صديقين » - خوانده است . و محدّث ملهم باشد ، و ملهم آن باشد كه در باطن دل او چيزى منكشف شود از جهت درون ، نه از جهت محسوسات بيرون . و قرآن تصريح فرموده است كه تقوى كليد كشف و هدايت است ، و آن علمى است بىتعلم . حق تعالى گفت :
وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ
« 121 » آيات را [ 30 ] به متقيان مخصوص گردانيده است . و گفت حق تعالى :
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ .
« 122 » و بو يزيد و غير او گفتندى كه عالم آن كس نيست كه از كتابى ياد گيرد ، و چون ياد گرفته باشد فراموش كند و جاهل گردد ، عالم آن كس است كه علم از پروردگار خود گيرد هر وقتى كه خواهد ، بىدرس و تحفظ . و اين عالم ربانى است ، و در قول حق تعالى :
آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ،
« 123 » اشارتى است بدين . با آن كه هر علمى كه هست از اوست ، ليكن بعضى از آن به واسطهء تعليم خلق است . و آن را علم لدنّى نگويند ، بل علم لدنّى آن است كه در سرّ دل گشاده شود بىسببى مألوف بيرونى . و اين شواهد نقل است . و اگر كل آن چه در او وارد شده است از آيات و اخبار و آثار جمع كرده آيد از شمار بيرون آيد . و اما مشاهدهء اين به تجربه‌ها هم از شمار بيرون است . و بر صحابه و تابعين و كسانى كه پس از ايشان بودند ظاهر شده است . ابو بكر گفت عايشه را - رضى اللّه عنهما : انّما هما اختاك . و قوم « 124 » او حمل داشت . پس دخترى زاد ، و أبو بكر پيش از زادن دانسته بود كه دختر است . و اختاك بدان گفت كه عايشه را خواهرى ديگر بود پيش از ولادت اين خواهر . و عمر - رضى اللّه عنه - در ميان خطبه گفت : يا سارية ! الجبل الجبل ! مترجم مىگويد كه قصهء اين حديث آن است كه عمر - رضى اللّه عنه - لشكرى به نهاوند فرستاده بود ، و ساريه را امير آن لشكر گردانيده ، پس روزى بر منبر مدينه آن لشكر را به نهاوند در محاربت خصمان ديد ، و خصمان را قوّتى و شوكتى ملاحظه كرد ، و لشكر اسلام را پناهى
هامش
( 120 ) حج 22 - 52 . ( 121 ) يونس 10 - 6 . ( 122 ) آل عمران 3 - 138 . ( 123 ) كهف 18 - 65 . ( 124 ) قوم ، همسر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 51 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى