تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و اجعل في قلبى نورا و في سمعى نورا ، حتّى قال : في شعرى و بشرى و لحمى و دمى . و پيغامبر را - عليه السلام - پرسيدند از قول حق تعالى :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ،
« 113 » اين شرح چيست ؟ گفت : انّ الشّرح هو التّوسعة انّ النّور إذا قذف به في القلب اتّسع له الصّدر و انشرح ، اى ، شرح فراخى است ، چه نور چون در دل القا كرده شود سينه را فراخى و گشادگى پديد آيد . و پيغامبر - عليه السلام - براى ابن عباس گفت : اللّهمّ فقّهه في الدّين و علّمه التّأويل ، اى ، اى بار خداى او را در دين فقيه گردان و علم تأويل بياموز . و على - كرم اللّه وجهه - گفت : ما عندنا شيء اسرّه النّبى إلينا الاّ ان يؤتى اللّه عبدا فهما في كتابه ، اى ، نزديك ما چيزى نيست كه پيغامبر آن را بر ما پوشيده گفته است ، مگر آن كه خداى - عز و جل - بنده را در كتاب خود فهمى بخشد . و اين به تعليم نيست . و در تفسير قول حق تعالى :
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ
« 114 » گفته‌اند كه حكمت فهم كتاب خداى است . و قول حق تعالى :
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ ،
« 115 » آن چه سليمان را منكشف شد به اسم « فهم » مخصوص گردانيد . ابو درداء - رضى اللّه عنه - گفتى : المؤمن ينظر من وراء ستر رقيق ، و اللّه انّه الحقّ ، يقذفه اللّه في قلوبهم و يجريه على ألسنتهم ، اى ، مؤمن از پس پردهء تنگ ببيند ، به خداى كه آن حق است ، خداى در دلهاى ايشان اندازد و بر زبانهاشان راند . و يكى از سلف گفت : ظن مؤمن كهانت « 116 » است . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه ، اى ، بترسيد از فراست « 117 » مؤمن كه او به نور خداى بيند . و قول حق تعالى بدين مشير است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
« 118 » . و قول او جلّ جلاله :
قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ .
« 119 » اشارت است بدين . و حسن روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : العلم علمان فعلم باطن في القلب فذلك هو النافع ، اى ، علم دو قسم است : يكى علم باطن است در دل ، و آن علم سودمند است . و يكى از علما را پرسيدند كه علم باطن چيست ؟ گفت سرّى است از [ اسرار ] خداى كه در دل دوستان خود القا كند ، فريشته‌اى و آدميى را بر آن مطلع نگرداند . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ من امّتى محدّثين و مكلّمين و انّ عمر منهم ، اى ، در امت من محدّثان و مكلّمان باشند ، و عمر از ايشان است . مترجم مىگويد كه محدّث و مكلّم و مروّع آن كس باشد كه بارى تعالى وى را الهام دهد :
هامش
( 113 ) زمر 39 - 22 . ( 114 ) بقره 2 - 269 . ( 115 ) انبياء 21 - 79 . ( 116 ) كهانت ، از مغيبات خبر دادن . ( 117 ) فراست ، دانايى و زيركى ، از ظاهر پى به باطن بردن . ( 118 ) حجر 15 - 75 . ( 119 ) بقره 2 - 118 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 50 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى