تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
زيانكارى عظيم باشد . و محروم فوق درجهء خود درجه‌هاى عظيم بيند . پس نظر او سوى آن درجه‌ها نظر توانگرى باشد كه ده درم دارد سوى توانگرى كه مشرق و مغرب در ملك او بود . و هر يكى از اين دو توانگر است ، و لكن فرق ميان ايشان بغايت عظيم است . و در غايت غبن باشد كسى كه بهرهء او كمتر است : و للآخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلا ، اى ، درجات آخرت و تفضيل آن بزرگتر است از دنيا .

بيان شواهد شرع بر صحت طريق صوفيان در آن چه معرفت نه از تعليم و طريق معتاد كسب كنند

( 1 ) بدان كه هر كه او را چيزى منكشف شود به طريق الهام و افتادن در دل از آن جا كه نداند ، اگر چه اندك بود ، صحت اين طريق را بشناسد ، و كسى كه از نفس خود آن هرگز نبيند بايد كه بدان ايمان آورد ، چه درجهء معرفت در آن بغايت عزيز است . و شواهد شرع و تجارب و حكايات بر آن دليل است . اما شواهد قول حق تعالى :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ،
« 110 » پس هر حكمتى كه در دل ظاهر شود به سبب مواظبت بر عبادت بىتعلم ، آن به طريق كشف و الهام باشد . پيغامبر - عليه السلام - گفت : من عمل بما علم ورّثه اللّه علم ما لم يعلم و وفّقه فيما يعمل حتّى يستوجب الجنّة ، و من لم يعمل بما يعلم تاه فيما يعلم و لم يوفّق فيما يعمل حتّى يستوجب النّار ، اى ، هر كه بر علم خود كار كند ، حق تعالى وى را روزى كند علم آن چه نداند و توفيق دهد در آن چه عمل كند تا مستوجب بهشت شود ، و هر كه بر علم خود كار نكند ، در آن چه مىداند حيران شود و توفيق نيابد در آن چه عمل كند تا مستوجب آتش گردد . و قول حق تعالى :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ، وَ يَرْزُقْهُ [ 29 ] مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ .
« 111 » گفته‌اند : هر كه از خداى - عز و جلّ - بترسد او را از شبهتها و اشكال‌ها مخرجى دهد ، و علم آموزد بىتعلم و زيرك گرداند بىتجربه . و گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً ،
« 112 » اى ، اى مؤمنان اگر بترسيد از خداى ، شما را نورى بخشد كه بدان ميان حق و باطل فرق توان كرد و از شبهتها بيرون توان آمد . و براى آن پيغامبر درخواست نور بسيار كرد ، و گفت : اللّهمّ أعطني نورا و زدني نورا
هامش
( 110 ) عنكبوت 29 - 69 . ( 111 ) طلاق 65 - 2 و 3 . ( 112 ) انفال 8 - 29 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 49 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى