بيان مذمت جاه و دوستى آن
( 1 ) حق تعالى گفت :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ .
« 12 » جمع فرموده است ميان ارادت فساد و ارادت رفعت ، و بيان كرده كه سراى آخرت كسى را باشد كه از هر دو ارادت خالى باشد . و حق تعالى گفت :
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ ، أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ .
« 13 » و اين نيز دوستى جاه را متناول « 14 » است بر طريق عموم ، چه لذت جاه بزرگتر است از لذات حيات دنيا ، و زينت آن از زينت دنيا بيشتر .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : حبّ الجاه و المال ينبتان النّفاق في القلب كما ينبت [ 346 ] الماء البقل ، اى ، دوستى مال و جاه نفاق را در دل همچنان روياند كه آب تره را . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما ذئبان ضاريان ارسلا في زريبة غنم بأكثر فسادا من حبّ الشّرف و المال في دين الرّجل المسلم ، اى ، دو گرگ درنده كه در خوابگاه گوسفندان گذاشته شوند بيش فسادتر از آن نباشد كه دوستى شرف و مال در دين مرد مسلمان . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - براى على - رضى اللّه عنه - گفت : انّما هلاك النّاس باتّباع الهوى و حبّ الثّناء ، اى ، هلاك مردمان به متابعت هوى و دوستى ثناست .
بيان معنى جاه و حقيقت آن
( 2 ) بدان كه جاه و مال دو ركن دنياست . و معنى مال ملك عينهايى است كه بدان منفعت توان گرفت ، و معنى جاه ملك دلهاست كه مطلوب تعظيم و طاعت آن است . چنان كه توانگر آن است كه مالك دينارها و درمهاست ، اى قادر است بر آنها ، به واسطهء آن به أغراض و مقاصد و قضاى شهوتها و ديگر نصيبهاى نفس رسد ، پس همچنين صاحب جاه آن است كه مالك دلهاى مردمان باشد ، اى تواند كه در آن تصرف كند تا ارباب آن را به واسطه آن در أغراض و مقاصد خود كار فرمايد .
چنان كه به انواع پيشهها و دستكاريها « 15 » مال كسب توان كرد ، و به انواع معاملتها دل خلق صيد توان كرد . و دلها مسخر نشود مگر به معرفتها و اعتقادها .
هامش
( 12 ) قصص 28 - 83 .
( 13 ) هود 11 - 15 و 16 .
( 14 ) متناول ، در بر گيرنده ، شامل .
( 15 ) دستكارى ، هنر و صنعت .