تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
كه كسى به دو التفات نكند ، اگر بر خداى - عز و جل - سوگند خورد سوگند وى راست گرداند ، اگر گويد « اى بار خداى ، از تو بهشت مىخواهم » ، بهشت به وى دهد ، و از دنيا چيزى به وى ندهد . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ا لا أدلّكم على اهل الجنّة ؟ كلّ ضعيف مستضعف لو اقسم على اللّه لابرّه ، و اهل النّار كلّ مستكبر جوّاظ ، اى دلالت نكنم شما را بر اهل بهشت ؟ هر ضعيفى كه مردمان وى را ضعيف دارند اگر بر حق تعالى سوگند خورد سوگند وى را راست گرداند ، و اهل آتش هر گردنكشى بسيار خرامنده در رفتار خواهد بود . و أبو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : انّ اهل الجنّة كلّ أشعث اغبر ذى طمرين لا يؤبه له ، الّذين إذا استأذنوا [ 344 ] على الامراء لم يؤذن لهم ، و إذا خطبوا النّساء لم ينكحوا ، و إذا قالوا لم ينصت لهم ، حوائج أحدهم تتجلجل « 8 » في صدره ، و لو قسّم نوره يوم القيامة على النّاس لوسعهم ، اى ، اهل بهشت هر سبوسه سرى « 9 » گرد آلود صاحب دو جامهء كهنه است ، آن كسانى كه چون بر اميران دستورى خواهند دستورى نيابند ، و اگر زنان را خطبه كنند ايشان را به زنى ندهند ، و چون سخن گويند كسى براى ايشان خاموش نشود ، حاجتهاى يكى از ايشان در سينهء او فرو شود ، و اگر نور او روز قيامت بر مردمان قسمت كرده شود همه را بس كند . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ من امّتى من لو اتى أحدكم يسأله دينارا لم يعطه ايّاه و لو سأله درهما لم يعطه ايّاه و لو سأله فلسا لم يعطه ايّاه ، و لو سأل اللّه تبارك و تعالى الجنّة أعطاها ايّاه و لو سأله الدّنيا لم يعطه ايّاها و ما منعها ايّاه لهوانه عليه ، ربّ ذو طمرين لا يؤبه له لو اقسم على اللّه لابرّه ، اى ، از امت من كسى باشد كه اگر بر يكى از شما آيد ، از وى دينارى خواهد به وى ندهد ، و اگر درمىخواهد ندهد ، و اگر پشيزى خواهد ندهد ، و اگر از خداى - عز و جل - بهشت خواهد به وى بدهد ، و اگر دنيا خواهد ندهد ، و منع آن از او براى خوارى او بر خداى نباشد ، بسا صاحب دو جامهء كهنه كه به دو التفات نكنند اگر بر خداى - عز و جل - سوگند ياد كند هر آينه آن را راست گرداند . و آمده است كه عمر - رضى اللّه عنه - به مسجد رفت ، معاذ را ديد نزديك گور پيغامبر - عليه السلام - مىگريست ، گفت : تو را چه مىگرياند ؟ گفت : از پيغامبر - عليه السلام - شنيدم كه مىگفت : انّ اليسير من الرّياء شرك ، و انّ اللّه يحبّ الاتقياء الاخفياء ، الّذين ان غابوا لم يفقدوا ، و ان حضروا لم يعرفوا ، قلوبهم مصابيح الهدى يخرجون من كلّ غبراء مظلمة ، اى ، بدرستى كه اندكى از ريا شرك
هامش
( 8 ) در عربى : تتخلخل ، در شرح زبيدى : تتلجلج ( 8 - 235 ) . ( 9 ) سبوسه ، سپيدهايى مانند سبوس كه گاه شانه كردن از سر ريزد ، سبوسه سر ، آن كه سرش مبتلا به سبوسه باشد .