چنان كه ايشان يافتندى ؟ يا پندارى كه احتياط مىكنى در طلب حلال چنان كه ايشان كردندى ؟ به من چنان رسيد كه يكى از صحابه گفت كه ما هفتاد باب حلال بگذاشتيمى از بيم آن كه در يك باب حرام افتيم . پس نفس تو در مثل آن احتياط طمع مىدارد ؟ به خداوند كعبه كه تو را چنان نپندارم .
اى بيچاره ، متيقّن باش كه جمع مال براى اعمال برّ مكرى است از شيطان تا به وسيلت آن تو را در شبهتهايى اندازد كه ممزوج باشد به حرام محض . و از پيغامبر - عليه السلام - ما را چنان رسيده است كه گفت : من اجترأ على الشّبهات أوشك ان يقع في الحرام .
اى مغرور ، آيا نمىدانى كه ترس تو از اقتحام شبهتها نزديك خداى عالىتر و فاضلتر و باقدرتر ، و قدر تو را بزرگ گردانندهتر از كسب شبهتها و بخشيدن آن در راه خداى و در وجوه برّ ؟ به ما رسيده است از بعضى اهل علم كه گذاشتن يك درم از بيم آن كه حلال نباشد ، به از آن كه به هزار دينار شبهت صدقه دهى كه ندانى كه تو را حلال است يا نه .
و اگر گويى كه پارساتر و پرهيزكارتر از آنى كه شبهتها را ملابست نمايى و مال از حلال جمع مىكنى به زعم خود براى بخشيدن در راه خداى ، اى بيچاره ، اگر در ورع مبالغت مىنمايى ، چنان كه مىگويى ، پس متعرض حساب شو ، چه خيار صحابه - رضى اللّه عنهم - از مسألت بترسيدند . به ما رسيده است كه يكى از صحابه گفت كه مرا خوش نيايد كه هر روز هزار دينار از حلال كسب كنم و آن را در طاعت خدا نفقة كنم و كسب مرا از نماز جماعت مشغول نگرداند . « 105 » گفتند : چرا ؟ گفت : براى آن كه بىنياز باشم از آن چه روز قيامت ببايد ايستاد ، تا پروردگار گويد :
بندهء من از كجا كسب كردى و در چه خرج كردى ؟ پس آن پرهيزكاران ، كه در اول اسلام بودند و حلال ايشان را موجود بود ، مال به سبب حساب بگذاشتند از بيم آن كه خير آن به شرّ آن وفا نكند ، و تو نفايهء « 106 » امتى و حلال در روزگار تو مفقود است ، در مالهاى بد مىجهى ، پس مىگويى كه مال را از حلال جمع مىكنى ! اى بيچاره ، حلال كجاست كه جمع مىكنى ، و اگر حلال نزديك تو موجود باشد ، نترسى كه در حال توانگرى دل تو بگردد ؟ چه ما را رسيده است كه بعضى از صحابه [ چون ] مال حلال ميراث يافتندى [ 334 ] آن را بگذاشتندى از بيم آن كه دلشان تباه شود ، پس تو طمع مىدارى كه دل تو پاكتر از دل صحابه باشد ! و در هيچ چيزى از حق ، در كار و حال
هامش
( 105 ) مشغول كردن ( از چيزى ) ، بازداشتن ، منصرف كردن .
( 106 ) نفايه ، باقيماندهء چيزى ، پست و فرومايه ، در شرح زبيدى : ( و أنت ثفالة الامة ) اى رذالتها ( 8 - 221 ) ، در نسخهء دار الشعب : و أنت بغاية الامن ( 3 - 1817 ) .