تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
و حقى را از آن باز نداشتند ، و بدان بخيلى نكردند ، و ليكن بيشتر آن براى خداى بدادند ، و بعضى كل آن بدادند و در شدت خداى را بر نفسهاى خود برگزيدند . پس تو را سوگند مىدهم كه بر اين جمله‌اى ؟ به خداى كه بغايت دورى از ايشان . و پس از اين همه ، أخيار صحابه درويشى را دوستدار بودند ، و از بيم فقر آمن ، و در روزى خود به خداى واثق ، و به مقادير خداى شاد ، و در بلا راضى ، و در رجاء شاكر ، و در ضرّاء « 101 » صابر ، و در سرّاء « 102 » سپاسدار ، و خداى را متواضع بودند ، و از دوستى رفعت و تكاثر پرهيزكار ، در دنيا جز مباح نگرفتند و به بلغه « 103 » راضى شدند ، و دنيا را بگذرانيدند و بر مكاره آن صبر كردند و تلخى آن را تجرع نمودند و در نعيم و زهرات آن زهد برزيدند . پس سوگند مىدهم تو را كه بر آن جمله‌اى ؟ و به ما رسيده است كه چون دنيا روى بديشان آوردى اندوهگين شدندى و گفتندى : گناهى است كه عقوبت آن از حضرت الهى معجّل شده است . و چون درويشى روى بديشان نهادى گفتندى : مرحبا بشعائر الصّالحين . و به ما رسيده است كه يكى از ايشان چون چيزى داشتى غمناك و اندوهگين شدى ، و چون نداشتى شاد و خوشدل گشتى ، وى را گفتند كه مردمان چون چيزى ندارند غمناك شوند و چون چيزى دارند شاد گردند ، و تو را بر عكس آن مىبينيم . گفت : چون [ صبح كنم و ] عيال مرا چيزى نباشد شاد شوم ، چون مرا به محمد - عليه السلام - اقتدا باشد ، و چون عيال مرا چيزى باشد غمگين گردم ، چرا كه به آل محمد اقتدا نبود . و به ما رسيده است كه چون راه رخا مسلوك ايشان گردانيده شدى اندوهگين شدندى و بترسيدندى و گفتندى : ما را به دنيا چه كار و از ما چه مىخواهند . پس چنانستى كه بر جناح خوف بودند ، و چون در بلا بر ايشان گشادندى خوشدل گشتندى و شادى نمودندى و گفتندى : پروردگار ما اكنون ما را تعهّد فرمود . پس اين است احوال سلف و صفت ايشان ، و در ايشان فضيلت [ 332 ] بيش از اين بود كه گفتيم . پس سوگند مىدهيم تو را كه بر آن جمله‌اى ؟ اى ، تو هيچ بدان قوم نمانى . و احوال تو اى مفتون ، صفت خواهيم كرد بر ضد حالهاى ايشان . و آن صفت آن است كه تو در حال بىنيازى
هامش
( 101 ) ضرّاء ، سختى و بدحالى ، ( 102 ) سرّاء ، شادمانى . ( 103 ) بلغه ، قوت يك روزه .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 557 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى