تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
طغيان برزى ، و در حال رخا انباردگى ، و در شادى نشاط كنى ، و از شكر خداوند نعمت غافل شوى ، و در وقت سختى نوميد گردى ، و در حال بلا در خشم شوى ، و به قضا راضى نباشى ، و درويشى را دشمن دارى ، و از بيچارگى ننگ دارى ، و « 103 » آن فخر مرسلان بوده است ، و تو انفت نمايى از فخر ايشان ، و مال را جمع كنى و ذخيره سازى از بيم درويشى ، و آن از بدگمانى باشد به حق تعالى ، و اندكى يقين به ضمان او . بزهى بيش از آن نباشد . و شايد كه تو مال را براى نعيم دنيا و زهرات آن و براى شهوات و لذات آن جمع كنى . و به ما رسيده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : شرار امّتى الّذين غذّوا بالنّعيم و نبتت عليهم أجسادهم ، اى ، بتران امتان من آن كسان‌اند كه از نعيم پرورده شده‌اند و تن‌هاى ايشان بدان رسته است . و به ما رسيده است كه يكى از اهل علم گفت كه روز قيامت قومى بيايند حسنات خود بطلبند ، ايشان را گويند :
أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها ،
« 104 » اى ، همهء خوشيهاى خويش ببرديد در زندگانى آن جهانى و بهرهء آن اندر دنيا گرفتيد . و تو در غفلتى ، از نعمت آخرت به سبب نعيم دنيا محروم شده‌اى ، پس حسرت و مصيبت تو بىنهايت خواهد بود . و شايد كه تو مال براى تكاثر و رفعت و زينت دنيا جمع كنى . و به ما رسيده است كه هر كه دنيا طلبد تا بدان مكاثرت نمايد يا مفاخرت كند ، خداى را بر خود به خشم بيند . و تو باك ندارى بدانچه از خشم حق تعالى بر تو نازل شده است آن گاه كه تكاثر و رفعت بخواستى . و شايد كه درنگ كردن در دنيا نزديك تو دوست‌تر از رسيدن به جوار حق تعالى باشد ، و تو لقاى خداى را كراهيت دارى ، و خداى لقاى تو را كارهتر است ، و تو در غفلتى . و شايد كه تو اندوهگين شوى بر آن چه از اعراض دنيا تو را فوت شود . و به ما رسيده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من اسف على الدّنيا فاتته اقترب من النّار مسيرة سنة ، اى ، هر كه به فوات دنيا اندوهگين شود يك ساله راه به آتش نزديك‌تر گردد . و تو به فوات آن اندوهگين شوى و به قرب خداى التفات نكنى . و شايد كه بارها از دين بيرون آيى براى توفير دنيا ، و شاد شوى به اقبال دنيا بر تو ، و بدين راحت و سرور يا بى . و به ما رسيده است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من احبّ الدّنيا و سرّ بها ذهب خوف الآخرة من قلبه ، اى ، هر كه دنيا را دوست دارد و بدان شاد شود ، ترس آخرت از دل او برود . و
هامش
( 103 ) و حال آن كه . ( 104 ) أحقاف 46 - 20 .