تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
به ما رسيده است كه يكى از اهل علم گفت كه در آن چه اندوهگين شوى از فوت دنيا با تو حساب باشد ، و در آن چه شاد شوى بدانچه بر دنيا قادر گردى حساب بود . و تو شادى به دنيا و ترس خداى از تو مسلوب است . و شايد كه اهتمام تو به كارهاى دنيا أضعاف اهتمام تو است به كارهاى آخرت ، و شايد كه مصيبت معاصى نزديك تو آسانتر از مصيبت نقصان دين است ، و ترس تو از ذهاب مال بيش از آن است كه از گناه ، و شايد كه كل آن چه جمع كرده‌اى از مالهاى بد ، براى علوّ رفعت دنيا به مردمان بخشى ، و شايد كه مخلوقان را به خشم خداى خشنود كنى تا مكرّم و معظّم باشى ، پس چنانستى كه احتقار خداى تو را در قيامت بر تو آسانتر از احتقار مردمان است تو را . و شايد كه بديهاى خود را از مخلوقان بپوشى و از اطلاع خداى بر آن باك ندارى ، پس چنانستى كه فضيحت نزديك خداى بر تو آسانتر است از فضيحت ميان مردمان ، و چنانستى [ 333 ] كه بندگان نزديك تو از خداى عالى قدرترند ، از جهل تو . پس چگونه پيش عاقلان سخن گويى و اين عيبها در تو است ، و تو آلوده‌اى به اقذار « 105 » و حجت مىآرى به مال أبرار . هيهات ، هيهات ! بغايت دورى از سلف ! به خداى كه چنان شنيده‌ام كه ايشان در حلال زاهدتر از آن بودند كه شما در حرام ، چيزى كه شما از آن باك نداريد نزديك ايشان مهلك بود ، و صغاير را بزرگتر از آن شمردندى كه شما كباير را . پس كاشكى كه حلال‌ترين مالهاى شما چون شبهتهاى مالهاى ايشان باشد ، و كاشكى كه مجاهدهء تو در عبادت چون سستى و خواب ايشان بود ، و كاشكى همهء كارهاى نيك تو مثل يك حسنهء ايشان باشد . و به ما رسيده است كه يكى از صحابه گفت كه آن چه از دنيا فوت شود غنيمت صدّيقان است ، و آن چه بديشان ندهند نهمت ايشان . پس هر كه چنان نباشد با ايشان نبود ، نه در دنيا و نه در آخرت . پس سبحان اللّه ! ميان اين دو گروه چند تفاوت است : گروه خيار صحابه در رفعتى كه نزديك خداى دارند ، و گروهى كه امثال ايشان چون امثال شماست در پستى ، مگر آن كه خداى كريم به فضل خود عفو فرمايد . و پس از اين همه ، اگر مىگويى كه اقتدا به صحابه كرده‌اى ، مال براى تعفّف و بخشيدن در راه خداى جمع مىكنى ، اى بدبخت ، پس در كار خود انديشه كن : حلال در روزگار خود مىيابى
هامش
( 105 ) اقذار ( ج قذر ) ، پليديها .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 559 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى