تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
اين چه گذاشته است مىترسيم . كعب « 100 » گفت : سبحان اللّه ، بر عبد الرحمن بن عوف چه مىترسيد ! پاكى الفخت و پاكى خرج كرد و پاكى گذاشت . پس اين سخن به بو ذر رسيد ، و بر خشم بيرون آمد ، كعب را مىطلبيد ، و كلّهء اشترى « 101 » ديد ، آن را بگرفت و در طلب كعب رفت ، كعب را گفتند كه بو ذر تو را مىطلبد ، او بگريخت و بر عثمان - رضى اللّه عنه - رفت و اين حال بگفت و استعانت نمود ، و بو ذر بر پس او تا سراى عثمان برفت ، و چون به سراى در شد كعب برخاست و در پس عثمان نشست از بيم بو ذر ، بو ذر گفت : بگو اى پسر جهود ، به چه تو مىگويى كه باكى نيست از آن چه عبد الرحمن بن عوف گذاشت ! پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - روزى سوى احد بيرون آمد و من با او بودم ، گفت : يا أبا ذر . گفتم : لبّيك يا رسول اللّه . گفت : الاكثرون هم الاقلّون يوم القيامة الاّ من قال هكذا و هكذا ، عن يمينه و شماله و قدّامه و خلفه ، و قليل ما هم ، اى ، كسانى كه مال بيشتر دارند روز قيامت خوارتر باشند ، مگر كسى كه در همهء وجوه خير مال صرف كند ، از راست و چپ و پيش و پس ، و ايشان كم‌اند . مترجم مىگويد كه چون انفاق مال در عرف به دست باشد در جهتى از اشارتى خالى نماند ، و عرب « قول » را به جاى اشارت بگويند ، براى آن گفت : قال هكذا . پس گفت : يا أبا ذر . گفتم : نعم يا رسول اللّه - مادر و پدر من فداى تو باد . گفت : ما يسرّنى انّ لي مثل احد ذهبا أنفقه في سبيل اللّه أموت يوم أموت و اترك منه قيراطين ، اى ، مرا خوش نيايد كه مرا مثل احد زر باشد ، آن را نفقة در راه خداى كنم ، و روزى كه بميرم دو قيراط از آن بگذارم . پس - عليه السلام - گفت : يا ابا ذر أنت تريد الاكثر و انا أريد الاقلّ اى ، تو بيشتر مىخواهى و من كمتر . پس پيغامبر اين مىخواهد ، و تو اى پسر جهود ، به چه مىگويى كه « باكى نيست بدانچه عبد الرحمن بن عوف گذاشت » ، دروغ گفتى و دروغ گفت هر كه غير اين گفت . پس كعب به حرفى وى را جواب نگفت تا آن گاه كه بيرون آمد . و به ما رسيده است كه كاروانى از يمن بر عبد الرحمن بن عوف آمد ، همهء اهل مدينه به يك دفعت در بانگ آمدند ، عايشه - رضى اللّه عنها - پرسيد كه اين چيست ؟ گفتند : كاروان عبد الرحمن آمده است . گفت : صدق اللّه و رسوله . اين سخن به عبد الرحمن رسيد ، او از عايشه بپرسيد كه پيغامبر - عليه السلام - چه گفته است ؟ گفت : شنيدم كه مىگفت : انّى رأيت الجنّة فرأيت
هامش
( 100 ) كعب أحبار . ( 101 ) مراد جمجمهء شترى .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 555 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى