تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
را پاك گردانيد و دلها آلوده باشد ؟ حق است كه شما را مىگويم : چون غربال مباشيد كه آرد پاك از وى بيرون آيد و سبوس در او بماند ، همچنين شما حكمتها از دهنهاى خود بيرون مىآريد و غش و غل در سينه‌هاتان مىماند ، اى بندگان دنيا ، چگونه آخرت دريابد كسى كه شهوت او از دنيا منقضى نشود و رغبت او از آن منقطع نگردد ؟ حق است كه شما را مىگويم : دلهاى شما از اعمال شما مىگريد ، دنيا را زير زبان آورده‌ايد و عمل را زير قدم ، حق است كه شما را مىگويم : آخرت خود را تباه كرده‌ايد به صلاح دنيا ، و صلاح دنيا نزديك شما دوست‌تر از صلاح آخرت است ، پس كدام كس از شما خسيس‌تر است ؟ اگر بدانيد ، اى بدبختان ، تا كى براى شبروان راه را صفت كنيد و در محل [ 329 ] متحيران مقيم باشيد ؟ چنانستى كه اهل دنيا را دعوت مىكنيد تا آن را بگذارند براى شما ، آهسته ، آهسته ، اى بدبختان ، خانهء تاريك را چه سود دارد كه چراغ بر بأم آن نهاده شود و درون آن وحش « 95 » و تاريك باشد ؟ همچنين كفايت نكند از شما كه علم در زبان شما باشد و دلهاى شما از آن وحش و معطل بود ، اى بندگان دنيا ، نه چون بندگان پرهيزكار باشيد و نه چون آزادان كريم ، زود باشد كه دنيا شما را از بيخ بركند و به روى دراندازد و نگونسار گرداند ، پس گناه ناصيهء شما بگيرد ، و علم از پس شما را مىراند تا به ملك ديّان « 96 » رساند برهنهء تنها ، پس او شما را بر عيبهاى شما مطلع گرداند و كارهاى بد شما را پاداش دهد . پس حارث گفت : اى برادران من ، اين جماعت عالمان بد شيطانان انس‌اند و فتنهء مردمان ، در مال دنيا و رفعت آن رغبت نموده‌اند و آن را بر آخرت برگزيده و دين را براى دنيا خوار گردانيده ، پس ايشان در دنيا شين « 97 » و عارند و در آخرت زيانكار ، مگر آن كه ايزد كريم به فضل خود عفو فرمايد « 98 » . و با اين همه اختيار كنندهء دنيا را كه هالك است مىبينم كه شادى او به اندوه منغّص است ، و انواع غمها و فنون معصيتها از وى مىزايد ، و مال در صدد تلف و هلاك است ، هلاك شونده بدان شاد شد ، پس دنيا او را باقى نماند ، و دين بسلامت نماند . قول حق تعالى :
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
« 99 » . پس اى مردمان بنگريد كه چه زشت مصيبتى است و چه بزرگ
هامش
( 95 ) مكان وحش ، جاى خشك و خالى . ( 96 ) ديّان ، داور ، به حساب رسنده ، پاداش دهنده ، از اسماى الهى است . ( 97 ) شين ، عيب . ( 98 ) اين سخن با اندكى اختلاف در « كتاب نكوهش جاه و ريا » ص 681 نيز آمده است . ( 99 ) حج 22 - 11 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 553 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى