بيرون آرد ، پس به دو اقتدا كند و پندارد كه براى خوبى صورت و شكل و نرمى پوست او گرفته است ، و بر سبيل اقتدا به دو آن را بگيرد ، پس در حال او را بكشد ، الاّ آن است كه كشتهء مار توان دانست كه كشته شده ، و كشتهء مال باشد كه دانسته نشود . و دنيا را به مار تشبيه كردهاند و گفتهاند :
هي دنيا كحيّة تنفث السّمّ * و ان كانت المجسّة لانت
اى ، دنياست چون مارى كه از دهن زهر اندازد ، و اگر چه جاى بسودنش نرم باشد . و چنان كه محال است كه نابينا به بينا در رفتن به كوهها و كنار درياها و راههاى خاردار تشبّه نمايد ، محال است كه عامى به عالم كامل در گرفتن مال تشبّه نمايد .
بيان نكوهش توانگرى و ستايش درويشى
( 1 ) بدان كه مردمان مختلفند در تفضيل توانگر شاكر بر درويش صابر . و ما در « كتاب زهد و فقر » « 92 » آن را ياد كردهايم و بتحقيق حق در آن باب منكشف گردانيده ، و ليكن در اين باب دلالت كنيم بدان كه درويشى فاضلتر و عالىتر از توانگرى است به اجمال ، بى التفات به تفصيل حالها . و در اين بر حكايتى اقتصار نماييم .
فصل حارث محاسبى - رضى اللّه عنه - در بعضى كتب خود ياد كرده است در آن چه بر بعضى از علماى توانگر رد فرموده است ، چون او حجت آورده است به توانگران صحابه ، و به بسيارى مال عبد الرحمن بن عوف ، و نفس خود را بديشان مانند كرده . و حارث محاسبى - رحمه اللّه - امام اين امت است در علم معامله و از همهء باحثان در عيوب نفس و آفات اعمال و اغوار عبادات سابق است ، پس سخن او سزاوار باشد كه به عين آن حكايت كرده شود .
و او گفت ، پس از سخنى كه در رد بر علماى بد گفت ، كه ما را چنان رسيد كه عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : اى عالمان بد ، روزه مىداريد و نماز مىگزاريد و تصدق مىكنيد ، و « 93 » آن چه فرمودهاند به جاى نمىآريد ، و مىخوانيد آن چه نمىدانيد « 94 » ، و بد حكمى است كه مىبرانيد ، به قول و آرزو توبه مىكنيد ، و بر مقتضاى هوى مىرويد ، چه كفايت كند از شما كه پوستهاى خود
هامش
( 92 ) ربع منجيات ، كتاب چهارم .
( 93 ) و حال آن كه .
( 94 ) در شرح زبيدى : و تدرسون ما لا تعلمون ( 8 - 213 ) ، در « كتاب نكوهش جاه و ريا » ص 681 آمده است : و مىخوانيد آن چه بر آن عمل نمىكنيد .