حاجت است ، و حاجت طعام و لباس و مسكن است ، و هر يك را سه درجه است : ادنى و اوسط و اعلى . و ما دام كه به جانب اندكى ميل كند سبك بار بود و در جملهء سبك باران روز قيامت نجات يابد ، و اگر از آن بگذرد در هاويهاى افتد كه ژرفى آن را پايان نيست . و تفصيل اين درجات در « كتاب زهد » « 92 » ياد كردهايم .
چهارم جهت خرج رعايت كند و در انفاق ميانه رود ، بى اسراف و تقتير ، چنان كه ياد كرديم . پس آن چه از حلال كسب كرده باشد در حق خرج كند و در غير حق خرج نكند ، چه بزه در گرفتن از غير حق و خرج كردن در غير حق يكسان است .
پنجم آن كه در گرفتن و بگذاشتن و خرج كردن و نگاه داشتن نيت نيكو دارد ، و آن چه ستاند براى آن ستاند كه بر عبادت بدان قوّت گيرد ، و آن چه گذارد براى زهد و استحقار آن گذارد . و چون آنها را به جا آرد ، وجود مال وى را زيان ندارد . و براى آن على - رضى اللّه عنه - گفت : اگر مردى كل آن چه بر زمين است بگيرد و بدان رضاى خداى خواهد ، زاهد باشد ، و اگر به ترك همه بگويد و نه براى خداى بود ، وى زاهد نيست .
پس بايد كه همهء حركات و سكنات براى خداى باشد ، مقصور بر عبادت ، يا آن چه بر آن يارى كند ، چه دورترين حركتها از عبادت خوردن و قضاى حاجت است و اين هر دو معين بر عبادتاند ، و اگر مقصود تو از هر دو عبادت باشد ، در حق تو هر دو عبادت شود . و نيّت تو همچنين بايد در كل آن چه نگاه دارى [ 328 ] از پيراهن و إزار و جامهء خواب و آوند ، زيرا كه آن همه از آن جمله است كه در دين بدان حاجت است . و آن چه از حاجت فاضل باشد بايد كه قصد آن كنى كه بندهاى از بندگان خداى بدان منفعت گيرد و در وقت حاجت او را از آن منع نكند . پس هر كه چنين كند او آن كس بود كه از مار مال جوهر و ترياق آن گرفته باشد و زهر آن بينداخته ، پس بسيارى مال وى را زيان ندارد . و ليكن آن ميسر نشود مگر كسى را كه قدم او در دين راسخ باشد ، و علم او در آن عظيم بود .
و عامى چون به عالم تشبّه كند در بسيار گرفتن از مال و خود را به توانگران صحابه مانند كند ، كودكى را ماند كه معزّم « 93 » حاذق را بيند كه مار را بگيرد و در آن تصرف كند و ترياق آن
هامش
( 92 ) ربع منجيات ، كتاب چهارم .
( 93 ) معزّم ، مار افساى ، افسونگر .