تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
گردانيده شود تا آن را قهر كند ، پس ضعيف‌تر را قوت قوىتر گردانيده آيد تا آن گاه كه جز يكى باقى نماند . پس عنايت در محو آن و گداختن آن به مجاهده صرف بايد كرد . و آن منع قوت است از او . و منع قوت از صفتهاى نكوهيده آن باشد كه بر مقتضاى آن عمل كرده نشود ، چه آن هر آينه عملها اقتضا كند ، و چون خلاف كرده شود صفتها فرو ميرد ، چون بخل كه او نگاه داشت مال اقتضا كند ، و چون منع كرده شود و مال با جهد بخشيده آيد بارها ، صفت بخل نماند و بذل طبع شود و رنج آن ساقط گردد . پس اكنون علاج بخل به علم و عمل است : علم به شناختن آفت بخل و فايدهء جود باز گردد ، و عمل به بخشيدن بر سبيل تكلف . و ليكن باشد كه بخل قوى بود چنان كه كور و كر گرداند و مانع شود از تحقّق معرفت آفت آن ، و چون معرفت متحقق نشود ، رغبت در جنبش نيايد ، پس عمل ميسر نشود و علت مزمن بماند ، چون بيماريى كه شناختن دارو را و امكان استعمال آن را مانع باشد ، چه در آن حيلتى نباشد مگر صبر تا مردن . و از عادت يكى از شيوخ صوفيان در معالجت بخل مريدان آن بودى كه ايشان را منع فرمودى از اختصاص به زاويهء خود . پس چون در مريدى توهّم كردى كه او به زاويهء خود و آن چه در آن است شاد است ، او را به زاويهء ديگرى نقل كردى و ديگرى را به زاويهء او ، و او را بيرون آوردى از كل آن چه ملك او بودى . و چون ديدى كه ملتفت است به جامه‌اى نو كه در پوشد يا سجّاده‌اى كه بدان شاد شود ، بفرمودى تا آن را به ديگرى دادى و او را جامه‌اى كهنه كه دلش بدان مايل نشود پوشانيدى . پس بدين طريق دل از متاع دنيا دور شود . پس هر كه سالك اين طريق نباشد به دنيا انس گيرد و آن را دوست دارد . و اگر هزار متاع دارد او را هزار محبوب باشد ، و براى آن چون هر يكى از آن بدزدند مصيبتى به دو رسد بر اندازهء دوستى او آن را ، و چون بميرد هزار مصيبت به يك دفعت به وى رسد ، زيرا كه همه را دوست داشتى و همه از وى مسلوب شد . بل در حال حيات در خطر مصيبت بود به فقد و هلاك آن . حكايت قدح فيروزه‌اى مرصّع به جواهر كه نظير آن كسى نديده بود بر پادشاهى آوردند ، بدان نيك شاد شد ، و حكيمى را كه پيش او بود گفت : چگونه مىبينى اين را ؟ گفت : اين را مصيبتى يا فقرى مىبينم . گفت : چگونه ؟ گفت : اگر بشكند مصيبتى باشد كه آن را جبرى نبود ، و اگر بدزدند بدان محتاج شوى و مثل آن نيابى ، و تو پيش از آن كه آن را براى تو آوردند از مصيبت و فقر او