مستغنى نباشى ، و ليكن خوبى كمال سخا بر دل تو غالب شود به ترك اختيار براى خداى تا مولاى تو به جاى تو آن فرمايد كه تو براى نفس خود اختيار ندانى كرد .
بيان علاج بخل
( 1 ) بدان كه سبب بخل دوستى مال است . و دوستى مال را دو سبب است :
يكى دوستى شهوتها كه بدان جز به مال نتوان رسيد با درازى اميد . چه آدمى اگر داند كه پس از روزى بميرد ، باشد كه به مال بخيلى نكند ، چه آن قدر كه حاجت روزى يا ماهى يا سالى بود اندك است . و اگر كوتاه اميد باشد و ليكن فرزندان دارد ، فرزند به جاى درازى اميد بايستد ، چه او بقاى ايشان تقدير كند چون بقاى نفس خود ، پس براى ايشان نگاه دارد . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : الولد مبخلة مجبنة مجهلة « 89 » ، اى ، فرزند بخيل كننده و بد دل گرداننده و جاهل گرداننده است . و چون بيم درويشى و قلّت وثوق به رسيدن روزى با آن ضم شود ، بىشك بخل قوّت پذيرد .
سبب دوم آن است كه عين مال را دوست دارد . پس كسى باشد از مردمان كه چندان مال دارد كه باقى عمر او را بس كند ، اگر بر عادت خود در خرج اقتصار نمايد بسيار باقى ماند ، و او پير باشد و بىفرزند و با مالهاى بسيار ، و نفس او مسامحت نكند به دادن زكات و علاج كردن نفس خود در حال بيمارى ، بل دوستدار و عاشق دينارها شده باشد و لذت يابد بدانچه در دست او باشد و بر آن قادر بود ، پس آن را دفن كند ، و مىداند كه او بميرد و آن ضايع شود يا دشمن او آن را بگيرد و مع ذلك نفس او مسامحت ننمايد بدانچه بخورد يا صدقه دهد . اين بيماريى است دل را عظيم و دشوار علاج ، خاصه در پيرى ، و او بيماريى مزمن است كه علاج آن مرجوّ نيست .
و مثال صاحب آن مثال مردى است كه به شخصى عشق آرد ، پس رسول آن شخص را براى نفس او دوست گيرد ، پس محبوب را فراموش كند و به رسول مشغول شود . چه دينار رسولى است رساننده به حاجتها ، پس براى آن محبوب شده است ، زيرا كه رسانندهء به لذيذ لذيذ باشد . پس حاجتها را فراموش كند ، و زر چنان شود كه گويى در نفس خود محبوب است . و اين
هامش
( 89 ) فرزند سبب بخل و مايهء ترس و علت نادانى است . در نسخهء خطى : الولد مبخلة مجبنة مجهلة .