بخشيدن واجب باشد بخل است ، و بخشيدن جايى كه نگاه داشتن واجب بود اسراف . و ميان آن دو واسطه است ، و آن ستوده است . و بايد كه سخا وجود عبارتى باشد از آن چه پيغامبر را جز سخا نفرمودهاند ، و او را گفتهاند :
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
« 84 » ، اى ، دست خود را از بخشيدن به كلى باز مدار و به كلى گشاده مگردان . و گفته :
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا
« 85 » ، اى ، كسانى كه چون نفقة كنند اسراف و تقتير ننمايند . پس جود ميان تقتير و اسراف است ، و ميان قبض و بسط . و آن چنان باشد كه دادن و نگاه داشتن به قدر واجب مقدّر بود . و بسنده نباشد كه به جوارح آن كند ما دام كه دلش بدان خوش نباشد و منازعت نگذارد . پس اگر بذل كند جايى كه بذل واجب بود و نفس او در آن منازعت نمايد و او بر نفس خود مصابرت كند ، او متسخى باشد نه سخى ، بل بايد كه دل او را با مال علاقتى نباشد ، مگر از آن روى كه مال براى آن خواسته شود ، و آن صرف است در جايى كه صرف آن واجب بود .
سؤال پس اين موقوف باشد بر معرفت واجب ، پس چه چيز است كه بذل آن واجب است ؟
جواب واجب دو قسم است : واجب شرع ، و واجب مروّت و عادت . و سخى آن است كه نه واجب شرع را منع كند و نه واجب مروت را . و اگر يكى را از آن منع كند بخيل باشد ، و ليكن كسى كه واجب شرع را منع كند بخيلتر باشد . چون كسى كه زكات مال و نفقهء اهل و عيال ندهد ، يا دهد و ليكن بر وى گران آيد ، چه او بطبع بخيل باشد و بتكلف سخاوت كند ، و كسى كه خواهد كه از بترين مالى دهد و خوشش نيايد كه از بهتر مالى يا از ميانهء آن دهد ، پس اين همه بخل است .
و اما واجب مروت ترك مضايقت و استقصاء است در محقّرات ، چه آن مستقبح است از او . و استقباح آن به حالها و شخصها مختلف شود . پس كسى كه مال بسيار دارد ، مضايقتى كه از او مستقبح باشد از درويش مستقبح نبود ، و مضايقتى كه با اهل و قرابتان و بندگان مستقبح باشد با بيگانگان مستقبح نبود ، و با همسايه چيزى مستقبح بود كه با غير او نبود ، و در ضيافت از مضايقت چيزى مستقبح باشد كه در خريد و فروخت و معاملت كم از آن مستقبح نبود . و آن اختلاف پذيرد به چيزى كه مضايقت در آن باشد ، از ضيافت يا معاملت ، [ و ] به چيزى كه مضايقت بدان بود ، از طعام يا جامه . چه در طعام مستقبح [ 323 ] باشد چيزى كه در غير آن مستقبح نباشد ، و
هامش
( 84 ) إسراء 17 - 29 .
( 85 ) فرقان 25 - 67 .