تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩

بيان نكوهش بخل

( 1 ) حق تعالى گفت :
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
، « 58 » اى ، آن كسان كه از بخل نفس خود نگاه داشته شدند ايشانند رستگاران . و گفت :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
، « 59 » اى ، مپنداريد كسانى را كه بخيلى مىكنند بدانچه حق تعالى ايشان را داده است از فضل خود كه آن نيكويى ايشان است ، بل آن بدى ايشان است كه مستوجب عذاب شوند ، و مالى كه بدان بخيلى كرده‌اند روز قيامت مارى شود و در گردن ايشان آويزد چون طوقى ، و از سر تا پاى ايشان را مىگزد . و گفت :
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 60 » ، اى ، كسانى كه بخل برزند و مردمان را بخل فرمايند و بپوشانند آن چه حق تعالى ايشان را داده است از فضل خود . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ايّاكم و الشّحّ فانّه أهلك من كان قبلكم : حملهم على ان يسفكوا دماءهم و يستحلّوا محارمهم ، اى ، بپرهيزيد از بخل ، كه پيشينيان را هلاك گردانيده است : بر آن داشت ايشان را كه خونها ريزند و محارم را حلال دارند . و گفت - عليه السلام : ايّاكم و الشّحّ فانّه دعا من كان قبلكم فسفكوا دماءهم ، و دعاهم فاستحلّوا محارمهم و دعاهم فتقطعوا أرحامهم ، اى ، بپرهيزيد از بخل ، چه او متقدمان را داعى شد تا خونها ريختند ، و ايشان را داعى شد تا محارم خود حلال داشتند ، [ 314 ] و ايشان را داعى شد تا از خويشاوندان ببريدند . و گفت - عليه السلام : لا يدخل الجنّة بخيل و لا قتّات و لا خبّ و خائن و لا سيء الملكة ، اى ، در بهشت نرود بخيل و گربز « 61 » و سخن‌چين و خائن و كسى كه بندگان خود را بد دارد - و لا جبّار هم آمده است ، و در روايتي ، و لا منّان ، اى ، نه ستمكار و نه منّت نهنده . و گفت - عليه السلام : ثلاث مهلكات : شحّ مطاع و هوى متّبع و اعجاب المرء بنفسه ، اى . سه چيز هلاك كننده است : بخلى كه فرمان او كرده شود ، و هوايى كه متابعت او نموده آيد ، و معجب شدن مرد به نفس خود . و گفت - عليه السلام : انّ اللّه يبغض ثلاثة : الشّيخ الزّانى ، و البخيل المنّان ، و المعيل المختال ، اى ، خداى - عز و جل - سه كس را دشمن دارد : پير زانى ، و بخيل منّت نهنده ، و صاحب عيال
هامش
( 58 ) حشر 9 . ( 59 ) آل عمران 3 - 180 . ( 60 ) نساء 4 - 37 . ( 61 ) گربز ، مكار ، حيله‌گر