تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
بگزارم ، و بر منع معذور دارم . پس حسن وكيل خود را بخواند و حساب اخراجات خود به استقصا « 43 » بكرد ، و گفت : آن چه از سيصد هزار درم باقى است بيار . او پنجاه هزار درم بياورد ، گفت : پانصد دينار چه كردى ؟ گفت : بر من است . گفت : آن هم بيار . پس كل آن درم و دينار بدان مرد بخشيد ، و فرمود تا دو حمّال را براى رسانيدن آن بياوردند ، و رداى خود در وجه أجرت حمّالى بديشان داد . خدمتكاران وى را گفتند : به خداى كه ما يك درم نداريم . گفت و ليكن من اميد مىدارم كه مرا نزديك خداى اجرى عظيم باشد . و علماى بصره نزد ابن عباس - رضى اللّه عنهما - آمدند ، و او در آن حال والى بصره بود [ 308 ] ، گفتند : در همسايگى ما مردى است كه پيوسته روزه دارد و قيام شب كند ، و آرزوى ما هر يكى آن است كه مثل او باشيم ، و دخترك خود را به برادرزادهء خود داده است ، و او درويش است و ياراى آن ندارد كه جهاز سازد . پس عبد اللّه بن عباس برخاست و دست ايشان گرفت و در سراى خود برد و صندوقى بگشاد و شش بدره از آن بيرون گرفت و گفت : اين را برداريد . و چون برداشتند ، گفت : ما انصاف او نداديم ، چيزى داديم او را كه از صيام و قيام او را مشغول گرداند ، باز در ساختن جهاز ما وى را يارى دهيم ، چه دنيا را اندازه‌اى نيست كه مؤمنى را از عبادت پروردگار خود بدان مشغول بايد كرد ، و ما چنان متكبر نه‌ايم كه اولياى خداى را خدمت نكنيم . پس به ساختن جهاز مشغول شد ، و ايشان همه وى را متابعت نمودند . و در حكايت است كه چون اهل مصر به قحط مبتلا شدند ، و عبد الحميد بن سعيد امير ايشان بود ، گفت : به خداى كه شيطان را بياگاهانم كه من دشمن وىام . پس غم محتاجان مىخورد و معيشت ايشان تكفّل مىنمود تا آن گاه كه نرخ طعام ارزان شد . پس عزل او اتفاق افتاد و از مصر برفت ، و بازرگانان بر وى هزار بار هزار درم وام داشتند ، « 44 » پيرايهء زنان خود به گرو بديشان داد ، و بهاى آن پنج هزار بار هزار درم بود . و چون باز استدن گرو بر او متعذّر شد ، بديشان نوشت كه پيرايه ببايد فروخت ، و آن چه زيادت از حقوق وامداران « 45 » باشد به جماعتى بايد داد كه صلات من بديشان نرسيده است . و أبو طاهر بن كثير « 46 » شيعى بود ، مردى وى را گفت : به حق على بن ابى طالب كه خرماى
هامش
( 43 ) به استقصا ، به دقت . ( 44 ) بر كسى وام داشتن ، از وى طلب داشتن . ( 45 ) وامداران ، طلبكاران . ( 46 ) در نسخهء خطى : ابو طالب بن كثير ، در عربى : و كان أبو طاهر كثير شيعيا ( زبيدى 8 - 184 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 520 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى