تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
عبد اللّه وكيلان خود را گفت كه اين چه خواستم همه موجود بود ؟ « 42 » گفتند : آرى . گفت هر روز اين جماعت بايد كه بر من نان خورند . و مصعب بن زبير گفت : معاويه به حج رفت ، و چون بازگشت بر مدينه گذشت ، پس حسين بن على برادر خود حسن را - رضى اللّه عنهم - گفت كه وى را مبين ، و سلام مگوى . و چون معاويه بيرون رفت ، حسن گفت : وامى دارم ، بضرورت وى را ببايد ديد . آن گاه در عقب وى برفت ، و حال وام باز نمود ، بعضى شتران باز مانده بودند و هشتاد هزار دينار بر آن بود و طايفه‌اى آن را مىراندند ، معاويه پرسيد : بر اين چيست ؟ حال باز گفتند ، فرمود كه آن شتران با بار به خدمت حسن رسانيد . و از واقد بن محمد واقدى آمده است كه پدرم گفت كه به مأمون رقعتى نوشتم و در آن ، حال بسيارى وام و اندكى صبر خود باز نمودم ، بر ظهر آن رقعه فرمود كه در تو دو خصلت است : سخاوت و شرم . به سخاوت مال خرج كرده‌اى ، و از شرم حال خود ما را نگفته‌اى ، و من حالا براى تو صد هزار درم فرمودم اگر در اين مصيبم دست از اين گشاده‌تر بايد داشت ، و اگر مصيب نباشم پس گناه از تو است ، چه تو مرا روايت كرده‌اى ، تو آن روز قاضى پدرم « رشيد » بودى ، از محمد بن اسحاق ، از زهرى ، از انس كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - زبير عوّام را گفت : يا زبير اعلم انّ مفاتيح أرزاق العباد بازاء العرش يبعث اللّه عزّ و جلّ إلى كلّ عبد به قدر نفقته فمن كثّر كثّر له و من قلّل قلّل له و أنت اعلم ، اى ، بدان كه كليدهاى روزى بندگان در برابر عرش است ، خداى - عز و جل - سوى هر بنده بر اندازهء خرج او فرستد ، هر كه بسيار خرج كند براى او بسيار فرستاده شود ، و هر كه اندك خرج كند براى او اندك ، و تو داناترى . واقدى گفت : و اللّه ياد دادن « 43 » او مرا اين حديث نزديك من به از صلت [ صد ] هزار درم بود . و مردى از حسن بن على - رضى اللّه عنهما - حاجتى خواست ، او گفت : حق سؤال تو نزديك من بزرگ است ، و معرفت من بدانچه تو را واجب شود بر من بسيار ، و دست من از دادن آن چه تو مستحقّ آنى قاصر ، و بسيار براى خداى اندك باشد ، و آن چه موازى شكر تو بود در ملك من نيست ، پس اگر اندكى قبول كنى ، و مؤنت احتمال و اهتمام براى تكلف آن چه واجب تو است [ از من ] بردارى ، لطف فرموده باشى . گفت : اى پسر دختر رسول خداى ، قبول كنم و شكر عطا
هامش
( 42 ) در عربى : أ موجود لنا هذا كل يوم ؟ ( 43 ) ياد دادن ، به ياد آوردن ، اگر ياد مىدادى ، اگر مىگفتى .