تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
نزديك من بسيار باشد . گفتند : اگر نباشد ؟ گفت : آن كه ايادى من نزديك او بسيار باشد . و عبد العزيز بن مروان گفت كه مردى كه إحسان من قبول فرمايد نيكويى او نزديك من همچنان باشد كه نيكويى من نزديك او . و يكى نزديك عبد اللّه بن جعفر اين بيتها بتمثّل بخواند :
انّ الصنيعة لا تكون صنيعة * حتّى يصاب بها طريق المصنّع فإذا اصطنعت صنيعة فاعمل بها * للَّه او لذوي القرابة أودع
اى ، نيكويى ، نيكويى نباشد تا به جايگاه كرده نيايد ، پس چون نيكويى خواهى كرد براى خداى كن يا در حق خويشاوندى بگذار . عبد اللّه بن جعفر گفت : اين بيتها مردمان را بخيل گرداند ، و ليكن نيكويى چون باران ببايد باريد : اگر كريمان را رسد ، اهل آن باشند ، و اگر لئيمان را رسد ، تو اهل آن باشى .

حكايات اسخيا

( 1 ) محمد بن منكدر روايت كرد از امّ درة « 37 » خدمتكار عايشه كه ابن الزبير « 38 » صد و هشتاد هزار درم در دو غراره « 39 » نزديك عايشه فرستاد ، و او طبقى بخواست و بطبق آن را ميان مردمان قسمت كرد ، و نماز شام كنيزك را گفت كه فطور « 40 » من بيار ، او نان و زيت آورد ، امّ دره گفت : اگر بفرمودى كه به يك درم از اين مال براى ما گوشت خريدندى تا بدان افطار كرديمى . گفت : اگر ياد مىدادى « 41 » بفرمودمى . و از ابان عثمان آمده است كه مردى خواست [ 307 ] تا عبد اللّه بن عباس را - رضى اللّه عنهما - ضرر رساند ، بر مهتران قريش رفت و گفت : عبد اللّه عباس شما را به دعوت مىخواند . ايشان در حال مبادرت نمودند چنان كه سراى عبد اللّه پر شد . پرسيد كه اين چيست ؟ قصه با وى بگفتند ، بر فور گفت تا ميوه‌اى خريدند و جماعتى را فرمود تا خوردنى سازند ، و ميوه پيش آوردند ، هنوز از تناول آن فارغ نشده بودند كه خوانهاى آراسته برسيد ، بخوردند و بازگشتند . و
هامش
( 37 ) در شرح زبيدى : ضبطه الحافظ في التبصير بفتح الذال المعجمة ( همان جا ) . ( 38 ) در شرح زبيدى : ( ان معاويه او ابن الزبير ) و في بعض النسخ الاقتصار على أحدهما به غير شك و لفظ القوت ان ابن الزبير و لم يشك و هو عبد اللّه بن الزبير ( همان جا ) . ( 39 ) غراره ، جوال . ( 40 ) فطور ، آن چه بدان افطار كنند . ( 41 ) ياد دادن ، به ياد آوردن ، اگر ياد مىدادى ، اگر مىگفتى .