از خوى اين خاندان است .
آثار على - رضى اللّه عنه - گفت : چون دنيا روى به تو آرد از آن نفقة كن ، كه آن نيست نشود ، و چون روى از تو بگرداند از آن نفقة كن ، كه آن باقى نماند . و اين بيتها بخواند :
لا تبخلنّ به دنيا و هي مقبلة * فليس ينقصها التّبذير و السّرف
و ان تولّت فأحرى ان تجود بها * فالحمد عنها إذا ما أدبرت خلف
اى ، به دنيا بخيلى مكن در حال اقبال آن ، چه تبذير و اسراف آن را كم نگرداند ، و اگر روى بگرداند سزاوارتر آن كه آن را ببخشى ، چه حمد ، چون روى بگرداند از وى ، باقى ماند .
و معاويه از حسن بن على پرسيد كه مروت و نجدت و كرم چيست ؟ گفت : مروت آن است كه مرد دين خود نگاه دارد ، و نفس خود را صيانت نمايد ، و به نيكويى كار [ ميهمان ] قيام نمايد ، و در كراهيت و طوع حسن منازعت و اقدام به جاى آرد . و نجدت آن است كه همسايه را يارى دهد و نصرت كند ، و در حادثات صبور باشد . و كرم آن است كه پيش از خواستن در دادن مسارعت نمايد ، و در قحط و غلا نان دهد ، و با خواهنده مهربان باشد با بخشيدن مال .
و مردى حسين بن على « 34 » را - رضى اللّه عنهما - قصهاى « 35 » داد ، گفت : حاجت تو روا شد .
گفتند : چرا قصهء وى را تأمل نفرمودى تا بر اندازهء آن جواب گفتى ؟ گفت : آن گاه خداى - عز و جل - مرا از خوارى ايستادن او پيش من تا من قصهء او بخوانم بپرسيدى .
ابن سماك گفت : عجب از كسى كه به مال بندگان خرد ، و آزادان را به نيكويى بنده نكند ! و اعرابيى را پرسيدند كه مهتر شما كيست ؟ گفت : آن كه دشنام ما احتمال كند ، و خواهندهء ما را بدهد ، و از جاهل ما درگذرد .
و على بن حسين - رضى اللّه عنهما - گفت : كسى كه طالبان مال را مال بخشد به جهت نام سخى نبود ، سخى [ 306 ] آن بود كه ابتدا كند به گزاردن حقهاى خداى در اهل طاعت او ، و نفس او طالب شكر نباشد ، چه يقين او به ثواب خداى كامل بود .
هامش
( 34 ) در عربى : حسن بن على .
( 35 ) قصه ، رقعه ، نامه .