تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
حديث مقيد است بدانچه گناهى باشد كه بر آن حدى نبود . و شايد كه بدان پادشاه و صاحب امر را خواسته است ، چه اهمال حد وى را روا نيست . و حديث اول مطلق است ، و روا كه خطاب كسى را باشد كه جنايت در حق وى بود ، زيرا كه در حق وى مستحب است كه از جافى عفو كند ، و ميان وجوب حد و غير آن فرقى نيست ، و سخن را بدان تخصيص فرموده است كه « سخاوت خويى است كه نفع آن متعدى است و در دلها وقعى عظيم دارد » . و آن چه گفته است كه « حق تعالى وى را دستگيرى فرمايد » مراد آن است كه به بركت آن خصلت ستوده و اجتماع همتها و دعاها ، و جماعتى كه نفع آن بديشان رسد ، او را در ارتكاب آن گناه ندارد و توبه روزى كند . و ابن مسعود روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : الرّزق إلى مطعم الطّعام أسرع من السّكّين إلى ذروة البعير ، و انّ اللّه تعالى ليباهي بمطعم الطّعام الملائكة ، اى ، روزى به نانده زودتر از آن رسد كه كارد در سر كوهان اشتر شود - اى ، سر كوهان گوشت باشد كه كارد در آن به زودى اثر كند ، پس روزى به نانده زودتر از آن رسد - و خداى - عز و جل - به نانده با فريشتگان مباهات نمايد . و گفت - عليه السلام : انّ اللّه جواد يحبّ الجود و يحبّ معالى الاخلاق و يكره سفسافها ، اى ، خداى - عز و جل - بخشنده است ، بخشيدن را و كارهاى نيك را دوست دارد [ 304 ] و كارهاى خسيس را دشمن دارد . و انس گفت كه پيغامبر - عليه السلام - را براى اسلام چيزى نخواستند كه نه بداد ، پس مردى بيامد و از وى سؤال كرد ، و دره‌اى پر گوسفند بود از گوسفندان صدقه ، آن را به دو بخشيد ، آن مرد به قوم خويش معاودت نمود و گفت : اسلام آريد كه محمد - صلّى اللّه عليه و سلّم - عطا را چون كسى مىدهد كه از فاقه نترسد . و ابن عمر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ للَّه عبادا يخصّم بالنّعم لمنافع العباد فمن بخل بتلك المنافع عن العباد نقلها اللّه عنه و حوّلها إلى غيره ، اى ، خداى را بندگانند كه ايشان را مخصوص گرداند به نعمتها براى منافع عباد ، پس كسى كه بخل ورزد به آن منافع بر بندگان از وى نقل كند و به غير وى تحويل كند . و هلالى گفت كه در خدمت پيغامبر - عليه السلام - از بنى العنبر « 31 » أسيران آوردند ، يك
هامش
( 31 ) بنى العنبر ، قبيله‌اى از بنى تميم ( زبيدى 8 - 175 ) .