خلقان يبغضهما اللّه عزّ و جلّ فامّا اللّذان يحبّهما اللّه عزّ و جلّ فحسن الخلق و السّخاء ، و امّا اللّذان يبغضهما اللّه عزّ و جلّ فسوء الخلق و البخل ، و إذا أراد اللّه بعيد خيرا استعمله اللّه على قضاء حوائج النّاس ، اى ، دو خوى است كه خداى - عز و جل - آن را دوست دارد ، و دو خوى است كه آن را دشمن دارد : اما آن كه دوست دارد حسن خلق و سخاست ، و اما آن كه دشمن دارد [ 303 ] بدخويى و بخل است . و چون خداى - عزّ و جل - بندهاى را نيكويى خواهد ، كار او روا كردن حاجت مردمان گرداند .
و مقدام بن شريح روايت مىكند از پدر خود ، از جد خود ، كه گفتم : يا رسول اللّه ، مرا كارى بياموز كه بدان در بهشت روم . گفت : انّ من موجبات المغفرة بذل العطاء « 30 » و افشاء السّلام و حسن الكلام ، اى ، از موجبات آمرزش عطا دادن و سلام آشكارا كردن و سخن خوش گفتن است .
و ابو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : السّخاء شجرة في الجنّة فمن كان سخيّا أخذ بغصن منها فلم يتركه ذلك الغصن حتّى يدخله الجنّة ، و الشّحّ شجرة في النّار فمن كان شحيحا أخذ بغصن من أغصانها فلم يتركه ذلك الغصن حتّى يدخله النّار ، اى ، جوانمردى درختى است در بهشت ، پس هر كه سخى باشد شاخى از آن بگيرد ، پس آن شاخ وى را نگذارد تا به بهشت نبرد ، و بخل درختى است در آتش ، و هر كه بخيل باشد شاخى از شاخهاى آن بگيرد ، پس آن شاخ وى را نگذارد تا به آتش نبرد .
و أبو سعيد خدرى روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : يقول اللّه تعالى : اطلبوا الفضل من الرّحماء من عبادى تعيشوا في أكنافهم فانّى جعلت فيهم رحمتى و لا تطلبوها من القاسية قلوبهم فانّى جعلت فيهم سخطى ، اى ، خداى گويد : فضل از بندگان مهربان من جوييد تا در پناه ايشان بزييد كه من رحمت خود در ايشان نهادم ، و از سختدلان مجوييد كه من خشم خود در ايشان نهادم .
و ابن عباس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : تجافوا عن ذنب السخىّ فانّ اللّه تعالى آخذ بيده كلّما عثر ، اى ، گناه جوانمردان را گذاريد ، كه حق تعالى وى را دستگيرى فرمايد هر گاه كه به سر در آيد .
مترجم مىگويد كه در حديث ديگر آمده است : تجافوا عن عقوبة ذوى المروّات ما لم يكن حدّا ، اى ، عقوبت اهل مروت بگذاريد ما دام كه حد نباشد . و اهل مروت آن كساناند كه اخلاق پسنديده دارند با ستر و عفاف ، اى ، گناه ايشان بر طريق عثرت و زلّت باشد ، و معهود و معتاد نباشد . و اين
هامش
( 30 ) در عربى : بذل الطعام ( زبيدى 8 - 172 ) .