اين محفوظ ماند كه انّ اللّه تعالى يؤيّد هذا الدّين بأقوام لا خلاق لهم و لو انّ لابن آدم واديين من مال لتمنّى واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الاّ التّراب و يتوب اللّه على من تاب ، اى ، حق تعالى اين دين را تأييد فرمايد به گروهى كه ايشان را فضيلتى از خلق مكتسب نباشد ، و اگر فرزند آدم را دو وادى از مال بود سوم آرزو برد ، و شكم فرزند آدم [ را ] جز خاك پر نكند ، و حق تعالى قبول فرمايد توبهء تايبان را .
پيغامبر - عليه السلام - گفت : منهومان لا يشبعان : منهوم العلم و منهوم المال ، اى ، دو حريصاند كه سير نشوند : حريص علم و حريص [ 296 ] مال . و گفت - عليه السلام : يهرم ابن آدم و يشبّ منه اثنان : الامل و حبّ المال ، او كما قال ، اى ، فرزند آدم پير شود و دو چيز از وى جوان گردد : اميد و دوستى مال ، يا چنان كه گفت .
و چون اين جبلتى است در آدمى گمراه كننده و غريزتى هلاك گرداننده ، خداى و رسول او قناعت را بستوده است . و پيغامبر - عليه السلام گفت : طوبى لمن هدى للاسلام و كان عيشه كفافا و قنع به ، اى ، خنك آن كس را كه بر اسلام هدايت يافته باشد و عيش او كفاف بود و بدان قناعت نمايد . و گفت - عليه السلام : ما من احد غنىّ و لا فقير الاّ ودّ يوم القيامة انّه كان أوتي قوتا في الدّنيا ، اى ، كسى نيست از توانگر و درويش مگر آن كه روز قيامت دوست دارد كه قوت او در دنيا كمتر بودى .
و گفت - عليه السلام : ليس الغنى عن كثرة العرض و انّما الغنى غنىّ النّفس ، اى ، بىنيازى از بسيارى خواسته نيست ، و بىنيازى جز بىنيازى نفس نيست .
و از شدت حرص و مبالغت در طلب نهى فرموده است ، و گفته : الا ايّها النّاس أجملوا في الطّلب فانّه ليس لعبد الاّ ما كتب له و لن يذهب عبد من الدّنيا حتّى يأتيه ما كتب له في الدّنيا و هي راغمة ، اى ، اى مردمان ، در طلب اجمال كنيد « 17 » ، چه بنده را نرسد مگر آن چه براى او مقدّر است ، و هرگز بنده از دنيا نرود تا آن چه براى وى مقدّر است در دنيا به وى نرسد ، و نتواند كه نرسد .
و آمده است كه موسى - صلوات اللّه عليه - از حضرت الهى پرسيد كه كدام كس از بندگان تو توانگرتر ؟ گفت : قانعترين ايشان بدانچه وى را دادهام . گفت : كدام كس عادلتر ؟ گفت :
آن كه از نفس خود انصاف دهد .
و ابن مسعود روايت كرد كه پيامبر صلى اللّه عليه و سلّم گفت : انّ روح القدس نفث في روعي :
انّ نفسا لن تموت حتّى تستكمل رزقها فاتّقوا اللّه و أجملوا في الطّلب ، اى ، بدرستى كه
هامش
( 17 ) اجمال در طلب ، آهستگى كردن و افراط نكردن در طلب .