تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
حاجت دارد . و هر چه صورت بندد كه غير تو بدان قيام نمايد و غرض از آن حاصل آيد ، چون بدان مشغول شوى مغبون باشى ، چون بر تو از علم و عمل و فكر و ذكر چيزى واجب است كه صورت نبندد كه غير تو بدان قيام نمايد . پس ضايع كردن وقت در جز آن زيانكارى باشد [ 294 ] . نوع سوم در حق آدمى معيّن صرف نكند و ليكن خيرى عام بدان حاصل شود ، چون بناى مسجدها و پلها و رباطها و بيمارستانها و كاويدن چاهها و غير آن از وقفها كه در وجوه خير سازند . و آن از خيرهاى مؤيّد باشد كه از پس مرگ واقف قايم ماند ، و بركت دعاى نيك مردان حاصل آيد تا مدتهاى دراز . و آن خيرى بزرگ است . پس اين جملهء فايده‌هاى دينى مال است ، بيرون آن چه تعلق به نصيبهاى عاجل دارد ، از وارستن از مذلت سؤال و حقارت درويشى ، و رسيدن به عزت و بزرگى ميان مردمان ، و بسيارى برادران و ياران و دوستان ، و توقير و تعظيم دلها . و آن همه از آن جمله است كه مال مقتضى آن است در حظهاى دنيوى . و اما آفت‌ها [ آفت‌ها ] دينى و دنيوى است . اما دينى سه است . اول آن كه به معصيت كشد . چه شهوتها متقاضى آن است ، و عجز ميان آدمى و معصيت حايل شود . و يكى از عصمت آن است كه قدرت نيابد . و هر گاه كه آدمى از نوعى از معصيت عاجز باشد ، داعيهء آن نخيزد ، و چون خود را قوّت و قدرت داند ، نشاط پديد آيد . « 16 » و مال نوعى است از قدرت كه داعى معصيت و ارتكاب فجور را بجنباند . پس اگر مشتهى خود را اقتحام نمايد هلاك شود ، و اگر صبر كند در رنج افتد ، چه صبر با قدرت سخت‌تر است . و فتنهء شادى بزرگتر از فتنهء سختى است . دوم آن كه به تنعم مباح كشد . و اين درجهء كمتر است ، چه صاحب مال كى تواند كه نان تهى خورد و جامهء درشت پوشد و طعامهاى لذيذ بگذارد ، چنان كه سليمان - عليه السلام - در ملك
هامش
( 16 ) در شرح زبيدى : فان استشعر القدرة عليها انبعث داعيته ( 8 - 155 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 498 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى