تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
پس [ اين ] جملهء آفت‌هاى دنيوى است ، بيرون رنجهايى كه ارباب دنيا كشند از ترس و اندوه و غم و مشقت دفع حاسدان و تحمل سختيها در حفظ مال و كسب آن . پس اكنون ترياك مال ، گرفتن قوت است و صرف باقى در خيرها . و آن چه بيرون آن است زهرها و آفت‌هاست مر آن را .

بيان نكوهش حرص و طمع ، و ستايش قناعت ، و نوميدى از آن چه در دست مردمان است

( 1 ) بدان كه درويشى ستوده است ، چنان كه در « كتاب فقر » « 17 » آورده‌ايم . و ليكن بايد كه درويش قانع باشد و از مردمان طمع بريده و بدانچه در دست ايشان است بىالتفات ، و در كسب چنان كه باشد بىحرص . و آن ممكن نباشد مگر بدان كه به قدر ضرورت از طعام و شراب و لباس قناعت كند ، و بر مقدارى اندك‌تر و نوعى خسيس‌تر اقتصار نمايد ، و اميد خود را به روزى يا به ماهى باز آرد ، و دل خود را بدانچه پس از ماهى باشد مشغول ندارد . و اگر بسيارى و درازى اميد را چشم دارد ، عزّت قناعت فوت شود ، و حرص و طمع او را به خويهاى بد و ارتكاب منكرهايى كه خارق مروت باشد كشد ، و هر آينه به طمع آلوده گردد و به حرص خوار شود . و آدمى بر حرص طمع و قلت قناعت سرشته شده است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : لو كان لابن آدم و اديان من ذهب لابتغى وراءهما ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الاّ التّراب و يتوب اللّه على من تاب ، اى ، اگر فرزند آدم را دو وادى زر باشد ، وراى آن سوم طلبد ، و جوف فرزند آدم را جز خاك پر نگرداند ، و خداى - عز و جل - قبول فرمايد توبهء كسى كه توبه كند . و أبو واقد ليثى گفت كه چون وحى بر پيغامبر - عليه السلام - نازل شدى ما به خدمت او رفتيمى ، ما را بياموختى به آن چه به او وحى شده بود . پس روزى به خدمت او رفتيم ، مىگفت كه خداى - عز و جل - فرمود : انّا أنزلنا المال لاقام الصّلاة و ايتاء الزّكاة و لو كان لابن آدم واديا من ذهب لاحبّ ان يكون إليه الثّانى و لو كان له الثّانى لاحبّ ان يكون إليهما الثّالث و لا يملأ جوف ابن آدم الاّ التّراب و يتوب اللّه على من تاب ، اى ، ما مال فرو فرستاديم تا نماز گزاريد و زكات دهيد ، و اگر فرزند آدم را واديى زر باشد دوست دارد كه دوم بدان پيوندد ، و چون دو وادى زر باشد دوست دارد كه سوم بدان پيوندد ، و شكم فرزند آدم را جز خاك پر نتواند كرد ، و حق تعالى توبهء توبه كنندگان قبول فرمايد . و بو موسى اشعرى گفت كه سورتى مثل سورت برائت فرود آمد ، پس مرفوع شد ، و از او
هامش
( 17 ) ربع منجيات ، كتاب چهارم .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 500 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى