تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
بدان نتوان رسيد عبادت باشد ، پس ، گرفتن كفايت از دنيا براى استعانت بر دين از فايده‌هاى دينى است . و تنعّم و زيادت از حاجت در اين داخل نيست ، چه آن از نصيبهاى دنياست بس . نوع دوم آن چه بر مردمان صرف كند . و آن چهار قسم است : صدقه ، و مروّت ، و وقايت عرض ، و استخدام . اما صدقه ثواب آن پوشيده نيست ، و آن خشم خداى فرو نشاند . و آن را فضيلتها ياد كرده‌ايم . و اما مروّت بدان آن مىخواهيم كه مال در حق توانگران و أشراف صرف كند ، در ضيافت و هديه و اعانت و آن چه بدان ماند ، چه آن را صدقه نخوانند ، چه صدقه آن باشد كه به محتاج داده شود . الا آن است كه اين نيز از فايده‌هاى دينى است ، چه بنده بدان دل برادران و دوستان به دست آرد ، و صفت سخا حاصل كند ، و به زمرهء اسخيا پيوندد . چه به جود موصوف نشود مگر كسى كه نيكوييها به جاى آرد و سالك راه فتوت و مروت شود . و اين نيز از آن جمله است كه ثواب در آن بزرگ است ، چه در هديه‌ها و ضيافتها و دادن طعام بىآنكه درويشى و فاقه شرط مصرف آن باشد خبرهاى بسيار وارد شده است . و اما وقايت عرض بدان آن مىخواهيم كه مال بدهد تا هجو شاعران و بدگويان و سفيهان از خود دفع كند ، و زبان ايشان را منقطع و شر ايشان را مندفع گرداند . و آن نيز ، با آن چه فايده‌هاى آن خالى است در عاجل ، از نصيبهاى دينى است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما وقى به المرء عرضه فهو له صدقة . اى ، آن چه مرد عرض خود را بدان نگاه دارد صدقه است . و چگونه نباشد ، كه در آن منع غيبت كننده است از معصيت غيبت ، و احتراز از آن چه از سخن وى زايد از عداوت كه داعى مكافات و انتقام شود بر تعدى حدهاى شريعت . و اما استخدام كارهايى كه آدمى بدان محتاج است براى مهيا گردانيدن اسباب خود بسيار است ، و اگر آن را به نفس خود كند ، وقتهاى او ضايع شود ، و سلوك راه آخرت به فكر و ذكر كه عالىتر مقامات سالكان است تعذر پذيرد . و كسى كه مال ندارد محتاج باشد كه خدمت نفس خود به نفس خود به جاى آرد ، از خريدن طعام و پختن آن و رفتن خانه ، يا نسخه گرفتن كتابى كه بدان
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 497 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى