پيغامبر - عليه السلام - گفت : تعس عبد الدّرهم ، تعس عبد الدّينار ، تعس و لا انتعش و إذا شيك فلا انتقش ، اى ، نگونسار باد بندهء درم ، نگونسار باد بندهء دينار ، نگونسار باد و برمخيزاد ! و چون خار در پايش شود بيرون گرفته مشواد ! در اين حديث بيان فرموده كه دوستدار آن بندهء آن است . و هر كه سنگى پرستد بتپرستى باشد ، بل هر كه بندهء غير خداى باشد بتپرست بود ، و آن شرك است ، الاّ آن است كه شرك دو قسم است : شرك خفى ، كه جاويد در آتش ماندن واجب نكند ، و كم باشد كه مؤمنان از آن خالى باشند ، چه آن پوشيدهتر از رفتن مورچه باشد . و شرك جلى ، كه جاويد در آتش بودن واجب كند .
بيان تفصيل آفتهاى مال و فايدههاى آن
( 1 ) بدان كه مال چون مار است كه در او زهر و ترياك است . پس فايدههاى آن ترياك است ، و آفتهاى آن زهر . پس هر كه آفت و فايدههاى [ 293 ] آن بشناسد تواند كه از شر آن احتراز كند و از خير آن نصيب گيرد .
اما فايدهها [ فايدهها ] دو قسم است : دينى و دنيوى .
اما دنيوى به ذكر آن حاجت نيست ، چه شناختن آن ميان أصناف مردمان مشترك است ، و اگر نشناختندى در طلب آن تهالك ننمودندى .
و اما دينى كل آن در سه نوع است .
نوع اول آن كه بر نفس خود صرف كند : يا در عبادت يا در استعانت بر عبادت .
اما در عبادت چون استعانتى است بدان در حج و غزو ، چه بدان نتوان رسيد مگر به مال . و ايشان « 15 » از امّهات قربتهااند . و درويش از فضل ايشان « 16 » محروم است .
و اما بدانچه بر عبادت قوّت دهد ، چون طعام و لباس و مسكن و نكاح و ضرورات معيشت ، چه آن حاجتها چون ميسّر نشود ، دل سوى تدبير آن رود و براى دين فارغ نشود . و آن چه به عبادت جز
هامش
( 15 ) مراد حج و غزو است .
( 16 ) مراد حج و غزو است .