آن بگيرى ، بدان كه پارسايى مسلمانان است . و گفتهاند :
لا يغرّنك من المرء قميص رقعه * او از ار فوق عظم السّاق منه رفعه
[ أو جبين لاح فيه اثر قد خلعه ] * اره الدّرهم فانظر غيّه او ورعه
اى ، نفريبد تو را از مرد پيراهن پيوندى ، يا ازارى بالاى شتالنگ برداشته ، [ يا پيشانيى كه در آن اثر سجده جلوه كند ] ، و نزديك درم نگر ، گمراهى يا پرهيزكارى او ، و آمده است كه مسلمة بن عبد الملك [ 291 ] بر عمر عبد العزيز رفت در وقت وفات او ، گفت : اى امير المؤمنين ، كارى كردى كه هيچ كس پيش از تو نكرده بود ، سيزده فرزند مىگذارى و كسى از ايشان دينارى و درمى ندارد . گفت : مرا بنشانيد . چون بنشاندند گفت : آن چه گفتى درمى و دينارى براى ايشان نگذاشتم ، بدان كه از حق ايشان چيزى باز نگرفتم و حق ديگرى بديشان ندادم ، فرزند من اگر مطيع خدا باشد خداى وى را بسنده است و كار نيك مردان او سازد ، و اگر عاصى خداى بود به هر نوع كه باشد باك ندارم .
و آمده است كه محمد بن كعب قرظى را مالى بسيار رسيد ، وى را گفتند : براى فرزند ذخيره سازى ؟ گفت : براى نفس خود آن را نزديك خداى ذخيره كنم ، و خداى را براى فرزند ذخيره سازم .
و آمده است كه مردى أبو عبد الرب را گفت كه اى برادر ، با بدى مرو به آن چه فرزندان خود را نيكى گذارى . او صد هزار درم صدقه داد . و يحيى بن معاذ گفت : بنده را دو مصيبت است در مالش در وقت مرگ كه اولين و آخرين مثل آن نشنيدهاند . گفتند : كدام است ؟ گفت : آن كه كل مال از او بستانند ، و از كل مال او را بپرسند .
بيان ستايش مال ، و جمع كردن ميان ستايش و نكوهش
( 1 ) بدان كه حق تعالى مال را در چند موضع خير خوانده است و گفت :
إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ ،
« 12 » اى ،
هامش
( 12 ) بقره 2 - 180 .