تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
آثار آمده است كه مردى بو دردا را بد گفت و برنجانيد ، او گفت : الهى كسى كه مرا برنجانيد تنش در صحّت دار و عمرش دراز گردان و مالش بسيار كن . پس بنگر كه چگونه بسيارى مال را با تندرستى و درازى عمر بلا دانست ، چه هر آينه انباردگى بىفرمانى بار آرد . و على - رضى اللّه عنه - درمى بر كف نهاد و گفت : تا از من جدا نشوى منفعت نكنى . و آمده است كه عمر - رضى اللّه عنه - بر زينب دختر جحش عطا فرستاد ، او پرسيد كه اين چيست ؟ گفتند : عمر بر تو فرستاده است . گفت : خداى - عز و جل - او را بيامرزاد . پس پرده‌اى كه داشت آن را بگشاد و پاره پاره كرد و صرّه‌ها ساخت و ميان قرابتان خود و يتيمان قسمت كرد ، پس دست برداشت و گفت : الهى عطاى عمر پس از اين سال بايد كه به من نرسد . پس اول كسى كه از امّهات المؤمنين پس از وفات پيغامبر - عليه السلام - به آخرت رفت وى بود . و حسن - رضى اللّه عنه - گفت : به خداى كه درم را كسى عزيز نداشت كه نه حق تعالى وى را خوار گردانيد . و گفته‌اند : اول كه دينار و درم را بزدند ، ابليس آن را برداشت ، پس بر پيشانى خود نهاد ، پس ببوسيد و گفت : هر كه تو را دوست دارد او به حقيقت بندهء من است . و سميط « 12 » بن عجلان گفت : درم و دينار مهار منافقان است كه بدان ايشان را سوى آتش كشد . و يحيى بن معاذ گفت : درم كژدم است ، اگر افسون آن ندانى مگير ، چه اگر تو را بگزد به زهر آن هلاك شوى . گفتند : افسون آن چيست ؟ گفت : آن كه از حلال گيرى و در حق صرف كنى . و علاء بن زياد گفت : دنيا خود را در مثالى به من نمود و بر وى از هر زينتى چيزى بود ، گفتم : بازداشت مىخواهم به خداى از شر تو . گفت : درم را دشمن گير ، زيرا كه كل دنيا دينار و درم است ، چه به واسطهء دينار و درم به همهء أصناف آن بتوان رسيد . پس هر كه از ايشان صبر كند از همهء دنيا صبر كرده باشد . و براى اين گفته‌اند :
انّى وجدت فلا تظنّوا غيره * كلّ التّورّع عند هذا الدّرهم فإذا قدرت عليه ثمّ تركته * فاعلم بانّ تقاك تقوى المسلم
اى ، من كل پرهيزكارى را نزديك درم يافتم ، پس جز آن گمان مبريد ، و چون پس از قدرت ترك
هامش
( 12 ) سميط يا شميط ( زبيدى ) يا شميطة ( لغتنامه ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 492 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى