تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
نمىدارند و به حيات دنيا راضى شده‌اند و بر آن قرار گرفته‌اند . و گفت :
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ،
« 93 » اى ، ظاهر از حيات دنيا بدانند ، و ايشان از آخرت غافلند . و گفت :
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا . ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ
« 94 » اى ، روى بگردان از كسى كه پشت به قرآن آورده است ، و مطلوب او نيست مگر حيات اين جهانى ، آن است جاى رسيدن ايشان از علم - اى ، نهايت علم ايشان دنياست و از آن درنمىگذرد . پس جمع در ميان كمال استبصار در مصالح دنيا و در مصالح دين كم باشد كه ميسر شود ، مگر آن كسان را كه حق تعالى ايشان را براى تدبير بندگان خود در معاش و معاد بپرورده است . و ايشان پيغامبرانند كه مؤيدند به روح قدس ، و مدد ايشان از قوّت الهى است كه گنجايى همه كارها دارند و از آن تنگ نيايند . اما دلهاى ديگران چون به كارى مشغول [ 22 ] شوند از كار ديگر بازمانند و از رسيدن به كمال آن قاصر باشند .

بيان فرق ميان الهام و تعلم ، و فرق ميان طريق صوفيان در حين كشف حق و طريق اهل نظر

( 1 ) بدان كه علمهايى كه ضرورى نيست ، جز در بعضى حالها در دل حاصل نشود . و حال در حصول آن مختلف بود : گاهى ناگهان در دل درآيد ، چنانستى كه در او القا كردند از آن جا كه نداند ، و گاهى به طريق استدلال و آموختن كسب كند . و آن چه نه به طريق كسب و حيلت دليل حاصل آيد آن را الهام خوانند ، و آن چه به استدلال حاصل شود آن را اعتبار و استبصار گويند . پس آن چه بىحيلت و تمحل « 95 » و اجتهاد در دل واقع شود دو قسم است . يكى آن كه بنده نداند كه چگونه و از كجاست . و اين را الهام و در دل دميدن خوانند ، و مخصوص است به اوليا و أصفياء . دوم آن كه با آن مطلع شود بر سببى كه آن علم حاصل شده از آن مستفاد باشد . و آن مشاهدهء فريشته بود كه علم را در دل القا كند . و اين را وحى مىگويند ، و پيغامبران بدان مخصوص باشند . و آن چه به طريق استدلال مكتسب شود علما بدان مخصوصند .
هامش
( 93 ) روم 30 - 7 . ( 94 ) نجم 53 - 29 و 30 . ( 95 ) تمحل ، تكلف .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 39 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى