و سليمان - صلوات اللّه عليه - در ملك خود طعامهاى لذيذ به مردمان دادى و خود نان جو خوردى ، پس ملك را بر خود بر اين طريق شدت و امتحان « 118 » گردانيده بود ، چه صبر از طعامهاى لذيذ با وجود آن سختتر است . و براى آن حق تعالى دنيا را از پيغامبر ما - عليه السلام - در نوشته بود ، پس روزها گرسنه بود و از گرسنگى سنگ بر شكم بستى . و براى آن خداى - عز و جل - بلا و محنت را مسلّط گردانيده است بر اوليا و انبيا ، پس بر كسى كه بهتر ، پس بهتر .
و آن همه از نظر است در حق ايشان ، و منّت بر ايشان تا نصيب ايشان از آخرت بىكمى شود ، چنان كه پدر مشفق فرزند را از لذت ميوهها نگاه دارد و درد فصد و حجامت به دو رساند از روى شفقت و دوستى ، نه از راه بخل .
پس بدين مقدمه شناختى كه هر چه براى خداى نيست دنياست و آن چه براى خداى است دنيا نيست .
سؤال چه چيز است كه او براى خداى است ؟
جواب چيزها سه قسم است :
يكى صورت نبندد كه براى خداى باشد ، و عبارت از آن معاصى است ، و محظورات ، و انواع تنعّمات در مباح ، و آن دنياى محض است مذموم ، و به صورت و معنى دنياست .
دوم آن كه صورت آن براى خداى است و امكان دارد كه براى جز خداى كرده شود ، و آن سه است : فكر و ذكر و گذاشتن شهوت . چه اين سه چون در سر باشد و باعث آن جز كار خداى [ 275 ] و آخرت نبود ، براى خداى باشد و از دنيا نبود ، و اگر غرض از فكر طلب علم باشد براى شرف و قبول خلق به اظهار معرفت ، يا غرض از ترك شهوت حفظ مال باشد يا پرهيز براى صحت تن يا مشهور شدن به زهد ، اين بمعنى از دنيا باشد اگر چه به صورت براى خداى است .
سوم آن كه صورت او براى نصيب نفس است و امكان دارد كه معنى او براى خداى كرده شود ، چون خوردن و مباشرت و كل آن چه بقاى او و بقاى فرزند آدم بدان باز بسته است . پس
هامش
( 118 ) در چاپهاى متن عربى به صورت « امتهان » ( خوار داشتن ) ضبط شده .