اى ، ديدنهاى خواب است يا چون سايهاى زايل است ، خردمند به مثل آن فريفته نشود . و حسن بن على - رضى اللّه عنهما - تمثل نمودى و گفتى :
يا اهل لذّات دنيا لا بقاء لها * انّ اغترارا بظلّ زائل حمق
اى ، اى اهل لذتهاى دنيايى كه آن را بقا نيست ، فريفته شدن به سايهء زايل نادانى است . و چنان دانسته شدى كه اين بيت گفتهء اوست . و گفتهاند كه اعرابيى بر قومى نزول كرد ، طعام پيش آوردند ، بخورد و به سايهء خيمهء ايشان بخفت ، و چون خيمه بينداختند گرمى آفتاب به دو رسيد [ 266 ] بيدار شد و برخاست ، و اين بيت مىگفت :
الا انّما الدّنيا كظلّ بنيته * و لا بدّ يوما انّ ظلّك زائل
اى ، بدان كه دنيا چون سايهاى است كه خود كردهاى ، و چاره نيست كه سايهء تو روزى زايل شود .
و براى آن گفتهاند :
و انّ امرأ دنياه أكبر همّه * لمستمسك منها بحبل غرور
اى ، مردى كه دنياى او بزرگتر انديشهء او بود ، چنگ در حبل غرور زده باشد .
مثال ديگر دنيا را : بدان كه دنيا ، از آن روى كه به خيالات بفريبد آن گاه كه پس از جستن آن افلاس و يأس از آن حاصل آيد ، خيالات خواب و اضغاث احلام « 76 » را ماند . پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : الدّنيا حلم و أهلها عليها مجازون و معاقبون ، اى ، دنيا ديدن خوابى است ، و اهل آن بر آن پاداش يابند و معاقب باشند . و يونس بن عبيد گفت : نفس خود را در دنيا به چيزى مانند نكردم مگر به مردى كه بخفت و به خواب مكروه و محبوب بديد و در اثناى آن بود كه بيدار شد .
پس همچنين : مردمان خفتهاند و چون بميرند بيدار شوند ، پس در دست ايشان چيزى نباشد از آن چه سوى آن ميل كردند و بدان شاد شدند . و حكيمى را گفتند : كدام چيز به دنيا مانندهتر ؟ گفت :
خواب خفته .
هامش
( 76 ) اضغاث احلام ، خوابهاى پريشان .