تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
كه منقطع شود ، و به نعمت آن شاد مباشيد كه زوال پذيرد ، شگفت دارم از طالب دنيا كه مرگ او را مىطلبد ، و غافلى كه مرگ از او غافل نشود . محمد بن حسن « 73 » گفت : چون اهل عقل و علم و معرفت و أدب دانستند كه حق تعالى دنيا را خوار كرده است و براى دوستان خود آن را نپسنديده و نزديك او حقير و اندك است ، و پيغامبر - عليه السلام - در آن بىرغبت بوده است و ياران خود را از فتنهء آن بترسانيده ، به اقتصاد از آن تناول كردند و زيادتى پيش فرستادند ، و آن چه بسنده باشد از آن بگرفتند و آن چه مشغول كند بگذاشتند ، از جامه‌ها آن پوشيدند كه ساتر عورت باشد ، و از طعام كمينهء آن كه گرسنگى را دفع كند خوردند ، در دنيا به چشم آن كه فانى است نگريستند ، و در آخرت به چشم آن كه باقى است ، پس چندانى كه توشهء اشتر سوارى باشد از دنيا برداشتند ، و دنيا را خراب كردند و آخرت را بدان آباد گردانيدند ، و به دلها آخرت را بديدند و دانستند كه بس زود آن را به چشمها بخواهند ديد ، پس به دلها سوى آن رفتند چنان كه دانستند كه به زودى به تن‌ها بخواهند رفت ، اندكى صبر كردند و بسيارى در نعمت افتادند ، آن همه به توفيق خداوند كريم بود ، و دوست داشتند آن چه او براى ايشان دوست داشت ، و كراهيت داشتند آن چه او براى ايشان كراهيت داشت .

بيان صفت دنيا به مثالها

( 1 ) بدان كه دنيا زود فانى شود و در مدت نزديك نماند ، « 74 » وعدهء بقا دهد پس خلف در ميان آرد و بدان وفا نكند . در او نگرى او را ساكن بينى و « 75 » او رونده باشد ، رفتنى عنيف « 76 » ، و رحلت كننده ، رحلتى سريع . و ليكن نگرنده‌اى باشد كه حركت آن نبيند ، پس بدان بيارامد ، و در حال سپرى شدن آن پشيمان شود . و مثال آن سايه است ، چه او متحرك ساكن است ، متحرك است در حقيقت ، ساكن است در ظاهر ، حركت او به بصر ظاهر ديده نشود ، بل به بصيرت باطن ديده شود . و چون پيش حسن بصرى دنيا را ياد كردند ، او در جواب ايشان بر وجه نمود از اين بيت بخواند :
احلام نوم او كظلّ زائل * انّ اللّبيب بمثلها لا يخدع
هامش
( 73 ) بسيارى بدين نام خوانده شده‌اند ، و در نسخه‌اى : محمد بن حسين ( زبيدى 8 - 104 ) . ( 74 ) در مدت نزديك ، زود ، قريبا سپرى شود . ( 75 ) و حال آن كه . ( 76 ) عنيف ، شديد .