بيان حال دل به اضافت اقسام علمهاى عقلى و دينى و دنياوى و اخروى
( 1 ) بدان كه دل به غريزت خود مستعد است قبول حقايق معلومات را ، چنان كه سابق شده است . و لكن علمهايى كه در او باشد دو قسم است : عقلى و شرعي . و عقلى دو قسم است : ضرورى و مكتسب . و مكتسب دو قسم است : دنيوى و اخروى .
اما عقلى ما بدان آن مىخواهيم كه غريزت عقل بدان حكم كند ، و به تقليد و سماع گرفته نشود . و آن دو قسم است :
ضرورى كه دانسته نشود كه از كجا و چگونه حاصل شد . چون دانستن آدمى كه يك شخص در يك زمان در دو مكان نباشد ، و يك چيز هم حادث و هم قديم ، و هم موجود و هم معدوم نبود . چه اين علمهايى است كه آدمى نفس خود را از عهد كودكى باز ، بر آن آفريده يابد ، و نداند كى حاصل شد ، و از كجا حاصل شد . اى ، سبب نزديك آن نداند ، و الاّ پوشيده نيست كه حق تعالى آن را آفريده است و مكتسب نيست .
و مكتسب و آن مستفاد است به تعلم و استدلال .
و هر دو قسم را وقتى باشد كه عقل خوانند . و على - كرّم اللّه وجهه - گفت :
رأيت العقل عقلين * فمطبوع و مسموع
و لا ينفع مسموع * إذا لم يك مطبوع
كمالا تنفع الشَّمس * و ضوء العين ممنوع
اى ، عقل دو قسم است : يكى مطبوع غريزى ، و دوم مسموع از كسى . و چون مطبوع نباشد ، مسموع سود ندارد . چنان كه چون روشنايى چشم نباشد نور خورشيد منفعت نكند .
و آن چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما خلق اللّه خلقا اكرم عليه من العقل ، اى ، حق تعالى نيافريده است خلقى گرامىتر بر او از عقل ، بدان عقل اول خواسته است . و آن چه حضرت - صلوات اللّه عليه - به على - كرم اللّه وجهه - فرموده است : إذا تقرّب النّاس إلى اللّه بأنواع البرّ ، فتقرّب