و گفتهاند :
يا خاطب الدّنيا إلى نفسها * تنحّ عن خطبتها تسلم
انّ الّتي تخطب غدّارة * قريبة العرس من المأتم
اى ، اى خاطب « 27 » دنيا براى نفس خود ، از خطبهء « 28 » آن دور باش تا برهى ، آن را كه خطبه مىكنى غدر كننده است ، عروسى او به ماتم نزديك است .
و بو دردا گفت : از خوارى دنيا بر خداى است كه معصيت جز در آن نباشد ، و آن چه نزديك خداى است جز به ترك آن يافته نشود .
و گفتهاند :
إذا امتحن الدّنيا لبيب تكشّفت * له عن عدوّ في ثياب صديق
اى ، چون دنيا را خردمندى امتحان كند ، وى را روشن شود كه دشمنى در جامهء دوست است .
و گفتهاند :
يا راقد اللّيل مسرورا باوّله * انّ الحوادث قد يطرقن اسحارا
افنى القرون الّتي كانت منعّمة * كرّ اللّيالى اقبالا و إدبارا
يا من يعانق دنيا لا بقاء لها * يمسي و يصبح في دنياه سيّارا « 29 » هلّا تركت من الدّنيا معانقة
حتّى تعانق في الفردوس أبكارا * ان كنت تبغي جنان الخلد تسكنها
فينبغي لك ان لا تأمن النّارا
اى ، اى كسى كه اول شب شاد خفتهاى ، بدرستى كه حادثهها در وقت سحر زايد ، قرنها را كه در نعمت بودند نيست گردانيد آمدن و رفتن شبها ، اى كسى كه دنياى بىبقا را معانقه مىكنى ، بامداد و شبانگاه در دنيا رونده ، چرا معانقهء دنيا نگذارى تا در بهشت با بكران معانقه كنى ، اگر بهشت جاويد مىطلبى تا در آن ساكن شوى ، بايد كه از آتش آمن نباشى .
و بو امامه باهلى گفت : چون محمد - صلوات اللّه عليه - را بعث كردند لشكرهاى ابليس نزديك او آمدند ، گفتند : پيغامبرى مبعوث شد و امّتى قايم گشت . گفت : دنيا را دوست مىدارند ؟
هامش
( 27 ) خاطب ، خواستگار .
( 28 ) خطبه ، خواستگارى .
( 29 ) در عربى : في دنياه سفارا .