تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
أرى رجالا بأدنى الدّين قد قنعوا * و لا أراهم رضوا في العيش بالدّون فاستغن بالدّين عن دنيا الملوك كما * استغنى الملوك به دنيا هم عن الدّين
اى ، مىبينم مردمان را به كمتر چيزى از دين راضى شده‌اند ، و نبينم ايشان را كه در معيشت به كمينه راضى شوند ، پس بىنياز شويد به دين از دنياى پادشاهان ، چنان كه پادشاهان به دنياى خود از دين بىنياز شده‌اند . و عيس گفت : اى جويندهء دنيا بدان « 24 »
هر نكويى كنى ، ترك آن نيكوتر .
پيغامبر - عليه السلام - گفت : لتأتينّكم بعدى دنيا تأكل ايمانكم كما تأكل النّار الحطب ، اى ، هر آينه پس از من به شما رسد دنيايى كه ايمان شما را همچنان نيست كند كه آتش هيزم را . و حق تعالى به موسى وحى [ 255 ] فرستاد كه اى موسى ، به دوستى دنيا مايل مشو كه هيچ كبيره‌اى بزرگتر از اين نيست بر تو . و موسى - عليه السلام - بر مردى گذشت و او مىگريست ، و چون باز بر او گذر كرد ، هم مىگريست ، گفت : اى پروردگار ، بندهء تو از بيم تو مىگريد . گفت : اى پسر عمران ، اگر دماغ او با آب چشم بدود و هر دو دست چندان بردارد كه ساقط شوند ، با دوستى دنيا او را نيامرزم تا از وى دوستى دنيا جدا نگردد . آثار على - رضى اللّه عنه - گفت : هر كه شش خصلت جمع كند از جستن بهشت و گريختن از آتش هيچ باقى نگذاشته باشد : خداى را بشناسد و مطيع شود ، و ديو را بشناسد و بىفرمانى كند ، و حق را بشناسد و متابعت نمايد ، و باطل را بشناسد و از آن بپرهيزد ، و دنيا را بشناسد و بگذارد ، و آخرت را بشناسد و بجويد . و حسن گفت : رحمت خداى بر قومى باد كه دنيا نزديك ايشان وديعت بود ، بدان كه ايشان را بر آن امين داشته بودند ، بگذاردند و سبك بار برفتند . و همو گفت : هر كه در دنيا بر تو منافست كند آن را بر سينهء او انداز ، و هر كه در دين با تو منافست كند با او منافست كن . و لقمان گفت : اى پسر ، دنيا دريايى ژرف است ، مردمان بسيار در آن غرق شده‌اند ، پس كشتى تو بايد كه تقوى باشد ، و حشو آن ايمان به خداى ، و بادبان آن توكل بر خداى ، شايد كه
هامش
( 24 ) به وسيلهء دنيا .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 431 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى