دوست مىداشتيد ؟ گفت : چنان كه كودك مادر خود را دوست دارد : چون بيامدى شاد شديمى ، و چون برفتى غمگين گشتيمى و بگريستيمى . گفت : ياران تو چرا جواب نمىگويند ؟ گفت :
فريشتگان غلاظ شداد لگام آتشى بر دهان ايشان نهادهاند . گفت : تو چگونه جواب مىگويى ؟
گفت : من از ايشان نبودم اگر چه ميان ايشان بودم ، و چون عذاب نازل شد ميان ايشان بماندم ، اكنون بر كران دوزخ بماندهام ، نمىدانم نجات يابم يا نگونسار در دوزخ افتم پس عيسى حواريان را گفت : نان جو با نمك درشت خوردن و پلاس پوشيدن و بر مزبله خفتن با عافيت دنيا و آخرت بسيار باشد .
و انس گفت كه پيغامبر - عليه السلام - اشترى داشت ، آن را غضبا « 21 » گفتندى ، و بر اشتران ديگر در دويدن سابق بود ، پس اعرابيى اشترى آورد و از عضبا سابق شد ، و آن معنى بر مسلمانان گران آمد ، پيغامبر - عليه السلام - فرمود : انّه حقّ على اللّه ان لا يرفع شيئا من الدّنيا الاّ وضعه ، اى ، حق است بر خداى - عز و جل - كه چيزى را از دنيا بلند نكند كه نه آن را پست گرداند .
و عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : بر موج دريا كه [ خانه ] بنا كند ؟ دنياى شما آن است ، پس آن را قرارگاه مسازيد . و عيسى را گفتند كه ما را كارى بياموز كه خداى - عز و جل - ما را بدان دوست دارد . گفت : دنيا را دشمن گيريد تا حق تعالى شما را دوست گيرد .
و ابو دردا روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - فرمود : لو تعلمون ما اعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا و لهانت عليكم الدّنيا و لآثرتم الآخرة ، اى ، اگر شما بدانيد آن چه من مىدانم ، هر آينه اندك خنديد و بسيار گرييد ، و هر آينه دنيا بر شما خوار شود ، و هر آينه آخرت را برگزينيد . پس أبو دردا سخن بدان پيوست و گفت : اگر شما بدانيد آن چه من مىدانم ، به صحرا بيرون رويد و بر نفس خود مىگرييد ، و مالهاى خود بىنگاهبان بگذاريد ، و بدان رجوع نكنيد مگر بدانچه از آن چاره [ 254 ] نباشد ، و ليكن ذكر آخرت از دل شما غايب شده است و اميد حاضر گشته ، پس دنيا كارهاى شما را ضابطتر « 22 » است ، و همچون كسانى شدهايد كه ندانند ، و بعضى از شما بتر از ستوراناند كه هواى خود را از بيم آن چه در عاقبت آن است نگذارند ، چه افتاده است شما را كه از آن جهت كه برادرانيد بر يك دين ، يك ديگر را محبت و نصيحت نكنيد ! اين فرق ميان هواى شما نشده است
هامش
( 21 ) عضبا ( از عربى عضباء ، گوش شكافته ) ، نام شتر پيغامبر ( ص ) با آن كه گوش شكافته نبود ، و اين لقب به جهت نجابت آن بوده است .
( 22 ) ضابط ، نگاه دارنده ، مالك و صاحب .