تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
مىكنم « 17 » ظالم را تا انصاف مظلوم از او بستانم . و آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - ابو عبيدة بن جرّاح را فرستاد ، و او از بحرين مال عظيم آورد ، پس انصار آن سخن بشنيدند ، نماز بامداد به خدمت پيغامبر - عليه السلام - آمدند ، چون پيغامبر نماز بگزارد بازگشت ، ايشان مر پيغامبر را متعرض شدند ، پيش پيغامبر آمدند ، پيغامبر تبسّم فرمود و گفت : پندارم كه شنيده‌ايد كه أبو عبيده مالى آورده است . گفتند : آرى يا رسول اللّه . گفت : فأبشروا و أملوا ما يسرّكم فو اللّه ما الفقر أخشى عليكم و لكنّى أخشى عليكم ان تبسط عليكم الدّنيا كما بسطت على من كان قبلكم فتنافسوها كما تنافسوها فتهلككم كما أهلكتهم ، اى ، مژده دهيد و اميد داريد [ 253 ] چيزى كه شما را شاد گرداند ! و به خداى كه من بر شما از درويشى نمىترسم ، و ليكن مىترسم كه دنيا بر شما گسترده شود چنان كه بر كسانى كه پيش از شما بودند گسترده شد ، پس در آن حسد كنيد چنان كه ايشان حسد كردند ، و هلاك گرداند شما را چنان كه ايشان را هلاك گردانيد . و أبو سعيد خدرى روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اكثر ما أخاف عليكم ما يخرج اللّه لكم من بركات الأرض ، اى ، بيشتر آن چه بر شما مىترسم آن است كه خداى - عز و جل - از بركات زمين براى شما بيرون آرد . گفتند : يا رسول اللّه ، بركات زمين چه باشد ؟ گفت : زهرة الدّنيا ، اى ، آرايش دنيا . و گفت : لا تشغلوا قلوبكم بذكر الدّنيا ، اى ، مشغول مكنيد دلهاى خود را به ذكر دنيا . پس از ذكر آن نهى فرموده است ، تا كار به گرفتن عين آن رسد . « 18 » و عمّار بن سعيد « 19 » گفت كه عيسى - عليه السلام - بر ديهى گذشت ، اهل آن را در راهها و پيشخانه‌ها مرده ديد ، گفت : اى گروه حواريان ، اين جماعت از خشم خداى هلاك گشته‌اند ، و الاّ مدفون بودندى . گفتند : يا روح اللّه ، ما را مىبايد كه خبر ايشان معلوم شود . پس عيسى از حق تعالى درخواست ، وحى آمد كه « در شب ايشان را ندا كن تا جواب شنوى . » و عيسى شب بر بلنديى رفت و آواز داد كه اى اهل ديه . يكى جواب گفت كه لبّيك يا روح اللّه . گفت : حال شما چه بود ؟ گفت : شب در عافيت گذرانيديم و بامداد به هاويه « 20 » رسيديم . گفت : به چه سبب ؟ گفت : براى آن كه دنيا را دوست مىداشتيم ، و اهل معصيت را فرمانبردارى مىنموديمى . گفت : دنيا را چگونه
هامش
( 17 ) ترصد ، مراقب بودن . ( 18 ) تا چه رسد به گرفتن عين آن . ( 19 ) لم أجد له ترجمة ( زبيدى 8 - 87 ) . ( 20 ) هاويه « كتاب شرح عجايب دل » پاورقى 162 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 428 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى