اكنون چون اين را تأمل كنى ، دانى كه دشمن نفس خودى و دوست دشمن خود ، چه كارى ارتكاب نمودهاى كه در دنيا و آخرت تو را از آن زيان است و دشمن تو را در دنيا و آخرت سود ، و نزديك خلق و خالق مذموم شدى و در حال و مآل بدبخت گشتى ، و « 166 » نعمت محسود برقرار است خواهى نخواهى .
پس بر آن كه مراد خود حاصل كنى اقتصار ننمودى ، بل رسانيدن بزرگترين شاديى به ابليس ، كه دشمنترين دشمنان تو است ، با آن پيوستى ، زيرا كه چون تو را محروم ديد از نعمت علم و ورع و جاه و مال ، كه دشمن تو از تو بدان مخصوص بود ، ترسيد كه تو آن را دوست دارى ، « 167 » پس به موجب آن دوستى در ثواب شريك او شوى ، زيرا كه هر كه نيكويى مسلمانان خواهد شريك ايشان باشد در نيكويى . و رسيدن به درجهء أكابر دين هر كه را فوت شد ، ثواب دوستى ايشان فوت نشود هر گاه آن را دوست دارد . پس ابليس ترسيد كه انعام الهى را كه در حق بندهء خود فرموده است ، از دين و دنيا ، دوست دارى و ثواب دوستى بيابى ، پس آن را نزديك تو دشمن گردانيد تا به دوستى خود بدان نرسى ، چنان كه به عمل خود نرسيدى .
و اعرابيى پيغامبر را پرسيد - صلّى اللّه عليه و سلّم : مردى قومى را دوست [ 243 ] دارد و بديشان نرسد . فرمود : و هو مع من احبّ ، اى ، او با آن كس باشد كه او را دوست دارد . و پيغامبر - عليه السلام - خطبه مىكرد ، اعرابيى برخاست و پرسيد كه قيامت كى خواهد بود ؟ گفت : ما أعددت لها ، اى ، چه ساختهاى براى آن ؟ گفت : نماز و روزهء بسيار نساختهام ، الاّ آن است كه خداى را و رسول او را دوست دارم . پيغامبر - عليه السلام - گفت : أنت مع من أحببت ، اى ، تو با آن كسى كه او را دوست دارى . آن گاه انس گفت كه مسلمانان پس از اسلام چنان شاد نشده بودند كه آن روز شدند .
و اين اشارتى است بدان كه أكبر بغية « 168 » ايشان دوستى خداى و رسول او بود . و انس گفت : ما پيغامبر و ابو بكر و عمر را دوست مىداريم ، و عمل مثل ايشان نكنيم ، و اميدواريم كه با ايشان باشيم .
و بو موسى گفت : پيغامبر را گفتم كه مردى نماز كنندگان را دوست دارد و نماز نكند ، و روزهداران را دوست دارد و روزه ندارد . تا چند چيزها را شمرد . پيغامبر - عليه السلام - گفت :
هامش
( 166 ) و حال آن كه .
( 167 ) نعمت علم و ورع و جاه و مال را براى او دوست دارى .
( 168 ) بغيه ( به ضم و كسر اول ) ، حاجت ، مطلوب .
در نسخهء خطى : اكثر ثقة ايشان به دوستى خداى و رسول او بود ، در عربى : أكبر بغيتهم كان حبّ اللّه و رسوله .