تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤

بيان دارويى كه بيمارى حسد از دل بدان دفع شود

( 1 ) بدان كه حسد بيمارى عظيم است دل را ، و بيماريهاى دل را جز به علم و عمل علاج نتوان كرد . و علمى كه بيمارى حسد را سود دارد آن است كه بتحقيق بشناسى كه حسد در دنيا و دين تو را زيانكار است ، و محسود را در دنيا و دين زيانكار نيست ، بل او را در دنيا و دين سودمند است . و هر گاه كه اين معنى به بصيرت بشناسى و دشمن نفس خود و دوست دشمن خود نباشى ، هر آينه حسد بگذارى . اما زيانكارى دين آن است كه به حسد قضاى خداى را نمىپسندى و كراهيت مىدارى نعمتى را كه ميان بندگان خود قسمت فرموده است ، و عدلى را كه در ملك خود به حكمت خفى اقامت نموده است ، و آن را منكر مىشمرى ، و زشت مىدانى . و اين جنايتى است بر حدقهء توحيد ، و خاشاكى است در چشم ايمان . و جنايتى از اين عظيم‌تر در دين كم باشد . و خصلتى ديگر با اين ضم شده است ، و آن خصلت آن است كه مردى را از مؤمنان جنايت مىكنى و نصيحت او مىبگذارى ، و اوليا و انبيا را مخالفت مىنمايى در آن چه براى بندگان خداى [ 241 ] نيكويى بخواهد ، و ابليس و ديگر كافران را موافق مىشوى در آن چه دوست دارند كه مؤمنان به بلاها و زوال نعمتها مبتلا شوند . و اين خباثتى است در دل كه حسنات را همچنان نيست كند كه آتش هيزم را ، و آن را همچنين محو گرداند كه شب روز را . و اما زيانكارى دنيا آن است كه به حسد دردمند شوى و در عذاب مانى و هميشه در غم و اندوه باشى ، چه دشمنان تو را حق تعالى از نعمتهايى كه بر ايشان افاضت فرمايد خالى ندارد . پس هر نعمتى كه ايشان را بينى تو را عذابى باشد ، و هر بلايى كه از ايشان دفع شود تو را دردى بود ، پس بدين محزون و مغموم و مكروب و پريشان خاطر و تنگدل مانى ، چنان كه دشمنان خود را خواهى ، و چنان كه دشمنان تو را خواهند . پس تو محنت ايشان مىخواستى ، در حال تو را محنتى نقد رسيد . و نعمت محسود بدانچه حسد كنى زايل نشود . و اگر به قيامت و حساب ايمان نداشتى ، مقتضى زيركى آن بودى - اگر عاقل بودى - كه از حسد احتراز كردى ، بدانچه در آن اندوه و درد دل است ، با آن كه هيچ سودى نيست . پس چگونه باشد با آن كه تو مىدانى كه حسود را در آخرت عذابى سخت است ! پس بغايت عجيب باشد از عاقل كه متعرض خشم خداى شود
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 404 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى