تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
آخرت ، بل حسد از صفات كسانى است كه از سعت عليّين « 160 » دورند و در مضيق سجّين « 161 » محجور . و براى آن شيطان لعين بدان مشهور است ، و در صفات او مذكور كه آدم را حسد كرد بدانچه مخصوص بود از اجتبا « 162 » ، و چون وى را سجده فرمودند گردنكشى كرد و ابا نمود و تمرد آورد و عاصى شد . پس دانستى كه حسد نباشد مگر به سبب توارد بر مقصودى كه أغراض همه را بس نكند . و براى اين مردمان در نگريستن به زينت آسمان بر يك ديگر حسد نكنند ، و در باغها كه جزئى حقير است از زمين [ حسد كنند ] . و كل زمين به نسبت آسمان وزنى ندارد ، و ليكن آسمان به فراخى أقطار و آفاق همهء أبصار و احداق را بسنده است ، پس در آن اصلا تزاحم و تحاسد نيست . پس اگر بصيرتى دارى و بر نفس خود مشفقى بايد كه نعمتى طلبى كه در آن زحمت نباشد ، و لذتى جويى كه آن را تكدّر نبود . و آن در دنيا موجود نيست مگر در معرفت خداى ، و معرفت صفات و افعال او ، و عجايب ملكوت آسمان و زمين . و آن همه در آخرت يافته نشود مگر بدين معرفت . پس اگر اشتياقى ندارى به معرفت خداى و لذت آن نيافته‌اى و رأيت در آن فاتر است و رغبتت ضعيف ، پس تو در اين معذورى . چه عنّين به لذت مباشرت مشتاق نباشد ، و كودك به سوى لذت ملك آرزو نبرد ، چه اين لذتهايى است كه ادراك آن به مردان مخصوص است ، و كودكان و مخنثان را از آن نصيبى نيست . پس همچنين لذت معرفت به مردانى مخصوص است كه
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 163 » صفت ايشان است ، اى ، مردانى كه خريد و فروخت ايشان را از ذكر خداى مشغول نكند . و غير ايشان بدان لذت مشتاق نباشد ، زيرا كه شوق پس از ذوق حاصل آيد ، و هر كه نچشد نشناسد ، و هر كه نشناسد آرزو نبرد ، و هر كه آرزو نبرد نطلبد ، و هر كه نطلبد نيابد ، و هر كه نيابد در اسفل السافلين با محرومان بماند :
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ،
« 164 » اى ، هر كه از ذكر رحمان اعراض نمايد ديوى به دو پيونديم كه از او جدا نشود در هيچ حالى .
هامش
( 160 ) علّيين ، درجه‌اى از بهشت . ( 161 ) سجّين ، طبقه‌اى از جهنم . ( 162 ) اجتبا ، برگزيدگى . ( 163 ) نور 24 - 37 . ( 164 ) زخرف 43 - 36 .