تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
ميان ما نعمت داد ! بر سبيل استحقار و انفت از ايشان مىگفتند . سبب چهارم تعجب است ، چنان كه حق تعالى از امّتان گذشته اخبار فرموده است :
ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا ،
« 138 » اى ، شما جز آدميى مثل ما نه‌ايد . و گفتند :
أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ ،
« 139 » اى ، دو آدميى مثل خود را منقاد شويم و « 140 » قوم ايشان بندگى ما كنند ! و گفتند :
وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ ،
« 141 » اى ، اگر آدميى مثل خود را فرمانبردارى كنيد بدرستى كه شما زيانكار باشيد . پس تعجب نمودند از آن چه آدميى مثل ايشان مرتبهء رسالت و وحى و قربت الهى يابد . پس ايشان را حسد كردند ، و خواستند كه نبوت از ايشان زايل شود ، بدانچه صبر نتوانستند كرد كه آدميى مثل ايشان در خلقت بر ايشان راجح شود ، نه از قصد تكبر و طلب رياست و تقدم عداوت و يا به سببى ديگر ، و بتعجب گفتند :
أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا ؟
« 142 » ، خداى - عز و جل - آدميى را رسول فرستاده ؟ و گفتند :
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ ؟
« 143 » اى ، چرا بر ما فريشتگان فرو فرستاده نشدند ؟ و خداى - عز و جل - اين گفت :
أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ ؟
« 144 » اى ، شگفت داشتيد كه ذكرى از پروردگار شما بر زبان مردى از شما به شما رسيد ؟ سبب پنجم ترسيدن از فوت [ 237 ] مقاصد است . و آن مخصوص باشد به دو كس كه بر يك مقصود تزاحم « 145 » نمايند ، چه هر يكى از ايشان يار خود را حسد كند در هر نعمتى كه آن عون او باشد در انفراد به مقصود خود . و از اين جنس باشد حسد انباغان « 146 » در تزاحم بر مقاصد زناشويى ، و حسد برادران در تزاحم در آن چه در دل مادر و پدر منزلت يابند تا به واسطهء آن به مقاصد كرامت و مال رسند ، و همچنين حسد دو شاگرد يك استاد در آن چه در دل او محلى يابند ، و حسد ندما و خواص پادشاه در يافتن منزلت در دل او تا به وسيلت آن جاه و مال يابند ، و همچنين حسد دو مذكّر « 147 » كه بر يك شهر و اهل آن مزاحمت كنند ، چون غرض ايشان يافتن مال و قبول مردمان باشد ، و همچنين حسد دو عالم كه تزاحم كنند بر طايفه‌اى از متعلّمان مخصوص ، چه هر يكى در دل ايشان منزلت طلبد تا به سبب آن أغراض او به حصول رسد .
هامش
( 138 ) يس 36 - 15 . ( 139 ) مؤمنون 23 - 47 . ( 140 ) و حال آن كه . ( 141 ) مؤمنون 23 - 34 . ( 142 ) إسراء 17 - 94 . ( 143 ) فرقان 25 - 21 . ( 144 ) اعراف 7 - 63 . ( 145 ) تزاحم ، مزاحم يك ديگر بودن . ( 146 ) انباغ « كتاب شرح عجايب دل » پاورقى 91 . ( 147 ) مذكّر ، واعظ .