تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ
( الايه ) ، « 133 » اى ، چون شما را ببينند بگويند بگرويده‌ايم ، و چون در خلوت باشند از خشم شما سر انگشت به دندان بخايند ، پس حق تعالى پيغامبر را فرمود كه بديشان دعا گويد به دوام خشم ايشان [ 236 ] تا به وقت مرگ ، بدرستى كه خداى - عز و جل - داناست بدانچه در سينه‌هاست از خير و شر ، اگر شما را نكويى رسد ايشان را اندوهگين گرداند . و حق سبحانه و تعالى گفته :
وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ ،
« 134 » اى ، گمراهى شما در دين آرزو بردند ، بدرستى كه عداوت از زبانهاى ايشان به دشنام و وقيعت در مسلمانان ظاهر شده است . پس گاهى باشد كه حسد سبب دشمنايگى باشد كه به منازعت و مقاتلت انجامد ، و بدانچه عمر خود مستغرق گرداند در ازالت نعمتها به حيله‌ها و سعايت و هتك ستر و آن چه بدان ماند . سبب دوم تعزّز است . و آن چنان باشد كه ترفّع ديگرى بر او گران آيد . و چون يكى از امثال او ولايتى يا علمى يا مالى يابد ترسد كه بر او تكبر كند و طاقت تكبر او ندارد ، و نفس او به احتمال تصلف و تفاخر بر او مسامحت نكند . « 135 » پس غرض او تكبر نباشد ، بل غرض او دفع تكبر وى بود ، چه او به مساوات وى مثلا راضى است ، و ليكن به ترفع او بر او راضى نيست . سبب سوم آن كه در طبع او آن باشد كه بر او تكبر كند و او را خوار دارد و خدمت فرمايد و از انقياد و متابعت در أغراض خود از او توقع نمايد . و هر گاه نعمتى به او رسد مىترسد كه تكبر او تحمل نكند و از متابعت او ترفع نمايد ، و باشد كه مساوات طلبد با او ، يا بر او تفوق جويد ، آن گاه متكبر شود پس از آن چه متحمل تكبر بوده باشد . و حسد بيشتر كافران بر پيغامبر از تعزز و تكبر بود ، چه گفتندى كه غلامى يتيم چگونه بر ما تقدم نمايد ، و چگونه ما وى را تواضع كنيم ! و گفتند :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ،
« 136 » اى ، چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از مكه و طايف - يعنى وليد بن مغيره از مكه و عروة بن مسعود ثقفي از طايف - فرو فرستاده نشد ؟ اگر بر مردى بزرگ بودى بر ما گران نيامدى كه وى را تواضع كرديمى و متابعت نموديمى . و حق تعالى قول قريش را حكايت فرمود :
أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا ،
« 137 » اى ، اين جماعت را خداى - عز و جل - از
هامش
( 133 ) آل عمران 3 - 119 و 120 . ( 134 ) آل عمران 3 - 118 . ( 135 ) مسامحت - « كتاب رياضت نقش » پاورقى 53 . ( 136 ) زخرف 43 - 31 . ( 137 ) انعام 6 - 53 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 397 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى